غزل"امید رستن" | امام خامنه ای

از عجايب اين كه همه از وفات وحشت دارند. معلوم هم نيست كه همه از لوازم آن( مانند بى سرپرستى اولاد و دورى خويشان.) مستوحش باشند، بلكه از مقارناتش( سختى و فشار، جان كندن و مشاهده ى ملك الموت و...) وحشت دارند و حال اين كه همه هنگام خواب برايشان اين امر اتّفاق مى افتد، به طورى كه اگر نگذارند بخوابد يا بيدارش كنند، ناراحت مى شود و از خوابيدن و يا ادامه ى آن لذّت مى برد، و خواب همان وفات موقّت است.

آیت الله بهجت

غزل"امید رستن" | امام خامنه ای

امام خامنه ای

اي عشق! شعله بر دل پر آرزو بزن / چندي رهايي از هوس خام ده مرا.
جانم بگير و جام مي از دست من مگير / اي مدعي هر آنچه دهي، جام ده مرا...

 

"بسم الله الرحمن الرحیم"

سروده زير غزلي از حضرت آيت الله العظمي امام خامنه‌اي (مدظله العالي) مي‌باشد كه در زير مي‌خوانيد:


حرفي بگوي و از لب خود كام ده مرا
ساقي! ز پا فتاده شدم، جام ده مرا
 
فرسوده دل ز مشغله‌ي جسم و جان، بيا
بستان ز خود، فراغت ايام ده مرا
 
رزف مرا، حواله به نامحرمان مكن
از دست خويش، باده‌ي گلفام ده مرا
 
بوي گلي، مشام مرا تازه مي‌كند
اي گلعذار! بوسه به پيغام ده مرا
 
عمرم برفت و حسرت مستي ز دل نرفت
عمري دگر ز معجزه‌ي جام ده مرا
 
اي عشق! شعله بر دل پر آرزو بزن
چندي رهايي از هوس خام ده مرا
 
جانم بگير و جام مي از دست من مگير
اي مدعي هر آنچه دهي، جام ده مرا
 
مرغ دلم به ياد رفيقان به خون تپيد
يا رب! اميد رستن از اين دام ده مرا
 
بشكفت غنچه دلم اي باد نو بهار
خندان دلي بسان "امين" وام ده مرا


منبع: حيات طيبه

نوشتن دیدگاه