ماجرای دعوت امام خامنه ای از خانواده یک شهید

راه امام حسین(ع) خیلی سریع انسان را به نتیجه می رساند؛
چون كشتی امام حسین(ع) در آسمان های غیب خیلی سریع راه می رودهر كس در سیر معنوی خود حركتش را از آن حضرت آغاز كند خیلی زود به مقصد می رسد ...

حاج محمد اسماعیل دولابی

ماجرای دعوت امام خامنه ای از خانواده یک شهید

امام خامنه ای اولین مهمان عروسی زوج سمنان ولی امر مسلمین جهان با وجود گذشت چندین سال ، هنوز تک تک اعضای خانواده را در یاد و خاطره داشتند و فرزندان آن شهید را مورد لطف و عنایت قرار دادند و حتی سراغ دختر شهیدی که در دیدار حضور نداشت را گرفتند ، رهبر عزیز انقلاب مانند پدری مهربان به درد و دل های یادگاران این شهید گوش فرا دادند و ... 

 

یکی از دوستان که علاقه خاصی به مقام معظم رهبری دارد خاطره جالبی را از ایشان نقل کرد :

قریب به چهار سال پیش می شد که به پابوس حضرت رضا (ع) مشرف شدم و چون چندی پیش کتاب خاک های نرم کوشک را مطالعه کرده بودم در نظر داشتم دیداری نیز با خانواده شهید برونسی داشته باشم که به لطف امام رضا (ع) و توفیق الهی به وسیله یکی از دوستان این توفیق حاصل شد که با استقبال خانواده ی شهید رو به رو شدم.

مدتی از گفت و گوی ما می گذشت که به طور ناگهانی پرسیدم آیا حضرت آقا تا به حال به منزلتان قدم رنجه فرموده اند ، در پاسخ و خطاب به بنده گفتند مقام معظم رهبری در اوایل شهادت عبدالحسین برونسی قدم بر چشمان ما نهادند و ما آرزو داریم دوباره ایشان را زیارت کنیم و در پایان از من خواستند سلامشان را به محضر مقام معظم رهبری برسانم.

چندی بعد به طور اتفاقی خدمت حضرت آقا رسیدیم بعد از خواندن نماز به یاد شهید و خاطرات آن مهمانی با شکوه که در خدمت خانواده عزیزشان بودم و به یاد قولی که به فرزندانش داده بودم افتادم ، وقتی چشمانم را گشودم دیدم که مقام معظم رهبری  با انبوهی از جمعیت در فاصله دوری از من قرار گرفتند سراسیمه خود را به ایشان نزدیک کردم و با صدای بلند خطاب به حضرت آقا گفتم خانواده شهید عبدالحسین برونسی سلام خدمتتان رساندند. احساس کردم معظم له نام آشنا و پر خاطره ای به گوششان رسید و ایشان شروع به احوال پرسی از خانواده شهید برونسی از بنده نمودند که بسیار برای من جالب بود.
 
فردای آن روز دعوتی از سوی رهبر عزیز برای خانواده شهید فراهم شد این شور و شوق دیدار با حضرت آقا زمانی که در مشهد بودم در چشمان خانواده شهید برونسی دیدم را در چشمان خانواده شهید برونسی می دیدم ، زمان  دیدار فرا رسید بعد از احوال پرسی ولی امرمسلمین تمامی اعضای این خانواده پر جمعیت متوجه شدند که یکی از دختران شهید در مهمانی حضور ندارند و این جای تعجب داشت که با وجود گذشت چندین سال ، هنوز تک تک اعضای  خانواده را در یاد و خاطره داشتند و  فرزندان آن شهید را مورد لطف و عنایت قرار دادند و حتی سراغ دختر شهیدی که در دیدار حضور نداشت را گرفتند ، رهبر عزیز انقلاب مانند پدری مهربان به درد و دل های یادگاران این شهید گوش فرا دادند و در آخر ، این مهمانی معنوی و روحانی ، با صفا و صمیمیت به پایان رسید.

لازم به ذکر است کتاب خاک های نرم کوشک به قلم سعید عاکف یکی از پرفروشترین کتاب های دوران دفاع مقدس می باشد  که در تاریخ 26 خرداد 1385 مورد تایید حضرت آقا قرار گرفت.

منبع:همراهان نیوز