کوچ خورشید !

ای کاش می‌نشستیم و درباره این که حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام چه وقت ظهور می‌کند، باهم گفت‌و‌گو می‌کردیم، تا حداقل از منتظرین فرج باشیم. اشخاصی را می‌خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود. چرا ما حداقل مانند نصاری که در مواقع تحیر با انجیل ارتباط دارند، با آن حضرت ارتباط برقرار نمی‌کنیم؟

آيت الله بهجت

کوچ خورشید !

رحلت امام خمینیباز به قرآن پناه می برم و با فرستادن چند صلوات ، از خدا می خواهم که بعد از خمینی تکلیف چیست؟

سوره ی ابراهیم می آید و حدیث بت شکنی او.

خدا را شکر می کنم که پرچم امام خمینی به دست با کفایت ابراهیم دیگری می افتد...

 

 

به خدا پناه می برم و به قرآنش توسل می جویم.

جوابم را می دهد:

« قُل لا أَملِکُ لِنَفسی ضَرراً وَ لا نَفعاً إِلَّا ما شاءالله لِکُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذا جاءَ أَجَلُهُم فَلا یَستَأخِروُنَ ساعةً وَ لا یَستَقدِموُنَ »


ای وای خدای من!

پس اراده ی تو بر این قرار گرفته و خمینی رفتنی است؟

دوباره فریادم به زاری بلند می شود.

باز به قرآن پناه می برم و با فرستادن چند صلوات ، از خدا می خواهم که بعد از خمینی تکلیف چیست؟

سوره ی ابراهیم می آید و حدیث بت شکنی او.

خدا را شکر می کنم که پرچم امام خمینی به دست با کفایت ابراهیم دیگری می افتد. شب بدی را می گذرانم ! خوابم نمی برد و جرئت باز کردن رادیو را هم ندارم.ساعت سه از جایم بلند می شوم. هنوز نمی دانم فاجعه رخ داده است یا نه. خیلی پریشان و ناراحتم . می ترسم رادیو را باز کنم، می خواهم برای چند دقیقه هم که شده با امید باشم.

ساعت پنج از منزل می آیم بیرون و به طرف نانوایی می روم. در راه یکی از دوستانم را می بیننم؛ خیلی پریشان و ناراحت است. جرئت پرسیدن ندارم. خودش نزدیک می شود و می گوید: « امام به ملکوت اعلی رفت...»

ای وای!...چه خاکی بر سرمان شد! از آنچه می ترسیدم به سرمان آمد، ای وای! (1)

 

آری...امام رفت...اما هنوز ، جهانی عاجز از درک عظمت اوست...

راستی امام چه کرد که شد ابراهیم تاریخ ما ؟

جز اینکه هر لحظه خود را در محضر خدا می دید...

و تمام هم و غمش ، خشنودی امام زمانش بود...

و همیشه می گفت: " توجه داشته باشيد كه در كارهاى تان جورى نباشد كه وقتى بر امام زمان عليه السّلام عرضه شد، خداى نخواسته ، آزرده بشوند و پيش ‍ ملايكة اللّه يك قدرى سرافكنده بشوند كه ، اين ها شيعه هاى من هستند. اين ها دوستان من هستند و برخلاف مقاصد خدا عمل كردند. رييس يك قوم اگر قومش خلاف بكند، آن رييس منفعل مى شود." (2)

وامام بر این باور بود... واین گونه زیست ...


                                            هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق 
                       
                                                                   ثبت است بر جریـــــده ی عالم دوام ما

 

--------------------------------------

1. کنار رود خَیِّن ( خاطرات مادر شهید مهرداد سیستانی )

2. صحیفه نور ، ج 12، ص 128

نوشتن دیدگاه


مطالب مرتبط