وعده های الهی


دیگر آن که، گر چه این حرفها آهن سرد کوبیدن است، ولی بنده لازم است بگویم اطاعت والدین،حسن خلق، ملازمت صدق، موافقت ظاهر با باطن و ترک خدعه و حیله و تقدم در سلام ونیکویی کردن با هر برّ و فاجر، مگر در جایی که خدا نهی کرده.
الله الله الله که دل هیچ کس را نرنجانید!

آیت الله قاضی

وعده های الهی

 اباصالح

به وعده‌ى الهى ایمان بیاوریم؛ به راست بودن وعده‌هاى الهى باور و اعتقاد عمیق پیدا کنیم؛ اگر میفرماید: «و لینصرنّ اللّه من ینصره انّ اللّه لقوىّ عزیز»، معناى این را درک کنیم. آن روز شما در مقابل مأمور شکنجه یا رئیس زندان یا مأمور بعثى مواجه بودید با آن فشار، امروز ملت ایران در مقابل آمریکا مواجه است با چالشهائى؛ همان قضیه است ..


« بسم الله الرحمن الرحیم »

 

گاهی ما فکر می کنیم خداوند وعده هایش را فرماموش کرده و یا اینکه اصلا فکر می کنیم ما مشمول فلان وعده الهی نیستیم خداوند در قرآن می فرماید:وعده خداست. خدا وعده‌اش را خلاف نمى‌کند، ولى بیشتر مردم نمى‌دانند. (سوره روم آیه 6)

ام خدا به ما چه وعده هایی داده است:مشخص است وعده های بسیاری از جمله پیروزی و نصر به حزب الله، کمک و یاری به دوستان خدا، عزت وآبرو مثلا در قرآن در سوره فتح به یکی از این وعده ها اشاره می کند:

و خدا به شما غنیمتهاى فراوان [دیگرى‌] وعده داده که به زودى آنها را خواهید گرفت، و این [پیروزى‌] را براى شما پیش انداخت، و دستهاى مردم را از شما کوتاه ساخت، و تا براى مؤمنان نشانه‌اى باشد و شما را به راه راست هدایت کند. (سوره فتح آیه 20)

اما در بیانات رهبری موارد بسیاری در موضوع وعده های الهی مشاهد می شود:

- خداى متعال براى اینکه دلها را به تحقق وعده‌هاى آینده قرص کند، برخى از این وعده‌ها را در کوتاه‌مدت اجرا میکند. خداى متعال به مادر حضرت موسى وحى کرد: «فألقیه فى الیمّ». بعد فرمود: «انّا رادّوه الیک و جاعلوه من المرسلین». دو تا وعده داد: بچه را در دریا بینداز - نگران نباش - هم به تو برمیگردانیم، هم او را به مقام نبوت و ارسال میرسانیم. آن نبوت هم همان نبوتى بود که سالهاى متمادى - شاید چند قرن - بنى‌اسرائیل در انتظارش بودند. بعد که حضرت موسى در قصر فرعونى به آغوش مادر برگشت، خداى متعال میفرماید: «فرددناه الى امّه کى تقرّ عینها و لا تحزن و لتعلم انّ وعد اللّه حقّ»؛ این وعده‌ى اوّلى را برایش تحقق دادیم، برگرداندیم تا بداند وعده‌ى خدا درست است؛ آن وعده‌ى دوم هم محقق خواهد شد.


خداى متعال با ملت ایران اینجورى رفتار کرده است؛ وعده‌هاى بسیارى را محقق کرده است، کارهاى بزرگى انجام گرفته است. جوانهاى عزیز! بدانید آن روز هیچ کس باور نمیکرد بشود نظام طاغوتىِ سلطنتى را تکان داد، چه برسد به این که انسان بخواهد آن را از بین ببرد. امروز شما مى‌بینید که نظام طاغوتى منفورترین نظامها در دنیاى اسلام است؛ از ایران که بکلى ازاله شد و - به قول معروف - به زباله‌دانى تاریخ انداخته شد. آن روز اگر میگفتند که ممکن است ایران از زیر چنبره‌ى سلطه‌ى آمریکا خارج شود، آنهائى که مسائل کشور را میدانستند، به طور قطع و یقین میگفتند چنین چیزى ممکن نیست. همه‌ى امور کشور، همه‌ى سیاستهاى کلان کشور در اختیار آمریکائى‌ها بود؛ گاهى حتّى در جزئیات دخالت میکردند: چه کسى وزیر فلان وزارتخانه باشد، چه کسى نباشد؛ قیمت نفت این مقدار بالا برود یا نرود. با این تسلطى که آمریکائى‌ها و در حاشیه‌ى آمریکائى‌ها بقیه‌ى اراذل و اوباش جهانى بر کشور ما، بر ملت ما، بر منابع ما، بر آبروى ما داشتند، چه کسى باور میکرد که این از بین برود؟ امروز شما مى‌بینید در دنیا اگر یک ملت را بخواهند نام بیاورند که مستقل از سیاستهاى استکبارى آمریکا و امثال آمریکاست، اسم ایران را مى‌آورند. ملتهاى دیگر به ایران نگاه میکنند، هیجان پیدا میکنند از این ایستادگى، از این صراحت، از این شجاعت، از این استقامتى که ملت ایران به خرج دادند.(1391/10/19)

- به وعده‌ى الهى ایمان بیاوریم؛ به راست بودن وعده‌هاى الهى باور و اعتقاد عمیق پیدا کنیم؛ اگر میفرماید: «و لینصرنّ اللّه من ینصره انّ اللّه لقوىّ عزیز»، معناى این را درک کنیم. آن روز شما در مقابل مأمور شکنجه یا رئیس زندان یا مأمور بعثى مواجه بودید با آن فشار، امروز ملت ایران در مقابل آمریکا مواجه است با چالشهائى؛ همان قضیه است. «و لینصرنّ اللّه من ینصره انّ اللّه لقوىّ عزیز». وعده‌ى خدا راست است. آن کسانى که وعده‌ى خدا را باور ندارند، خداوند متعال آنها را مطرود میداند، آنها را ملعون و دورافتاده‌ى از ساحت رحمت خود به حساب مى‌آورد. وعده‌ى خدا حق است. امروز هم همین مسئله براى ملت ایران هست. اگر ما به شرائط آنچه که خداى متعال گفته، عمل کنیم - همچنان که شما در دوران اسارت به این شرائط عمل کردید - قطعاً پیروزى با ملت ایران است؛ این یک عبرت است.(1391/05/25)

نکته اینکه اولا نباید به وعده هایی با نگاه سرد و شادی و نه شاید نگاه کرد بلکه بادی محکم ایستاد و با حسن ضن به آنها نگاه کرد البته قطعا وعید که همان عذاب است ممکن است به تاخیر بی افتد اما وعده که پیام نعمت است غیر ممکن است از سمت بخشنده بخشندگان به تاخیر ب یافتد که این خلاف صفات خداوند تعالی است...

اما حقیقت این ماجرا قطعا روز قیامت روشن می شود همانطور که در قرآن در سوره ابراهیم می خوانیم:و چون کار از کار گذشت شیطان مى‌گوید: «در حقیقت، خدا به شما وعده داد وعده راست، و من به شما وعده دادم و با شما خلاف کردم، و مرا بر شما هیچ تسلطى نبود، جز اینکه شما را دعوت کردم و اجابتم نمودید. پس مرا ملامت نکنید و خود را ملامت کنید. من فریادرس شما نیستم و شما هم فریادرس من نیستید. من به آنچه پیش از این مرا [در کار خدا] شریک مى‌دانستید کافرم». آرى! ستمکاران عذابى پردرد خواهند داشت. (سوره ابراهیم آیه 22)

اما موضوع اصلی این است این وعده ها صرفا مربوط به جنگ ها نیست بلکه بایستی این وعده ها را در سطح زندگی به کار ببریم وشاید وعده و نصرت الهی را باید بخشی از سبک زندگی خودمان تلقی کنیم.

اما یکی از قطعی ترین وعده های الهی، وعده قطعی ظهور منجی عالم بشریت است که در همین مورد به نظرات شهید مطهری مراجعه می کنیم:

استاد مطهری در بیان نقش حضرت حجت(ع) در تکامل تاریخ و بشریت می‌فرمایند: «یعنی زندگی بشر در آینده منتهی می‌شود به عالی‌ترین و کامل‌ترین زندگی‌ها که از جمله آثاری که در آن هست آشتی انسان‌ و طبیعت است و آن این است که زمین تمام معادن خود را در اختیار انسان قرار می‌دهد, آسمان تمام برکات خود را در اختیار انسان قرار می‌دهد و همه این‌ها خود تکامل تاریخ است.»(مطهری، فلسفه تاریخ, ص 202 , انتشارات صدرا.)

استاد به بررسی نگاه بدبینانه و اضطراب‌آور مادی مسلک‌ها, در تحلیل آیندة تاریخ می‌پردازند و مهم‌ترین علت این بدبینی را نداشتن اهداف والای الهی و معنوی می‌داند, در مکتبی که رهایی, بیهودگی و عبث‌گرایی, آرمان نهایی‌اش, باشد، نباید چیزی جز این بدبینی شوم را نسبت به آیندة بشریت انتظار داشت. ویل دورانت به خوبی به این معضل اعتراف نموده است:‌ «ما از نظر ماشین توانگر شده‌ایم و از نظر مقاصد فقیر».(ویل دورانت,‌ لذات فلسفه، این سخن را استاد مطهری در کتاب انسان و سرنوشت, ص 134 نقل کرده است.)

ایشان نگاه حکیمانه پرورش یافتگان مکتب الهی را این گونه توصیف می‌کنند: «خیر,‌ عمر جهان به پایان نرسیده است, هنوز اوّل کار است, دولت مقرون به عدل، عقل، حکمت، خیر، سعادت، سلامت، امنیت، رفاه، آسایش و وحدت عمومی و جهانی, در انتظار بشریت است, دولتی که در آن دولت, حکومت با صالحان است و انتخاب اصلح به معنی واقعی در آن صورت خواهد گرفت.» ( مطهری، انسان و سرنوشت, ص 137)

اعتقاد به مهدویت در اسلام نه تنها خوش‌بینی نسبت به پایان کار جهان و آیندة بشریت را تضمین می‌کند بلکه نویدی است بر بلوغ فکر و اندیشة16 بشریت؛ وقتی قرآن در آیة 105 سورة انبیاء می‌گوید:
و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر أنّ الأرض یرثها عبادی الصالحون.
صحبت از زمین است, نه صحبت از این منطقه و آن منطقه و این قوم و آن نژاد. اولاً امیدواری به آینده است که دنیا در آینده نابود نمی‌شود. دوم آن دوره, دورة عقل و عدالت است. شما می‌بینید یک فرد سه دورة کلی دارد...

چگونه می‌شود که چنین دوره‌ای نیاید؟!‌ مگر می‌شود که خداوند این عالم را خلق کرده باشد و بشر را به عنوان اشرف مخلوقات آفریده باشد, بعد بشر به دورة بلوغ خودش نرسیده یک مرتبه تمام بشر را زیر و رو کند؟!‌ پس مهدویت یک فلسفة بسیار بزرگ است. ببینید مضامینی که در اسلام داریم چقدر عالی است!»(مطهری، سیری در سیرة ائمة اطهار، ص 299.)

آیا برای فطرت‌های بیدار, درک چنین دولت کریمه‌ای نوید و آرزوی بزرگ نیست؟!‌ «و ترزقنا بها بکرامة الدّنیا و الاخرة»


گفتارمان را با سخن ارزشمندی از استاد شهید مطهری, در بیان اوصاف اصحاب امام زمان(ع) (با توجه به آیات سورة توبه آیة 112 «التابئون العابدون الحامدون السابحون الراکعون السجادون الامرون بالمعروف و الناهون عن المنکر... سورة آل‌عمران آیة 17 «الصابرین و الصادقین و القانتین و المنفقین و المستغفرین بالاسحار.» در قرآن کریم برای شب توصیفات زیبایی شده است. چندبن بار به شب «لیل» سوگند یاد شده است. نزول قرآن در شب، توصیف مؤمنان به استغفار در شب، ارزش ویژة نماز در شب و رسیدن به مقام محمود و ... ) به پایان می‌بریم.

ایشان در بحث لزوم هماهنگی در پرورش گرایش‌های درونی و برونی با استناد به آیات فوق می‌فرمایند:
بنابراین در اسلام, این گرایش‌ها از یکدیگر تفکیک پذیر نیست, کسی که یکی از این‌ها را استخفاف کند، دیگری را هم استخفاف کرده است. در اوصاف اصحاب حضرت حجّت‌(ع)تعبیری است که من نه فقط در یک حدیث بلکه در احادیث متعدد, آن را دیده‌ام: «رهبان باللیل, لیوث بالنهار» در شب راهب‌اند؛ شب که سراغ آن‌ها می‌روی گویی سراغ یک عده راهب رفته‌ای ولی روز که سراغشان می‌روی (گویی) سراغ یک عده شیر رفته‌ای.(مطهری، انسان کامل, ص 101, انتشارات صدرا.)

وقطعا مشمول وعده های الهی شدن شرایطی دارد که به تحقیق و در عمل به آنها کوشا بود...

برگرفته از:نه دی هشتاد و هشت

مطالب مرتبط