وقتی رفیق رفت ،زخود نا امید شد (شعر)

 

 فرزندم! با قرآن، این بزرگ کتاب معرفت آشنا شو، اگر چه با قرائت آن، و راهی از آن به سوی محبوب باز کن و تصور نکن که قرائت بدون معرفت اثری ندارد که این وسوسه شیطان است.

امام خمینی (ره) 

وقتی رفیق رفت ،زخود نا امید شد (شعر)

مناجات با امام رضا از زبان یک شهید (شعر)

یک لحظه شد هوایی مشهد دلش ، پرید |
از پشت خاکریز شبی ناپدید شد *

آغوش باز کرد خراسان به سمت او |
وقتی که عاشقانه به مشهد رسید ، شد *

شعری از اسماعیل سکاک -مناجات شهدا با امام رضا علیه السلام


وقتی رفیق رفت ،زخود نا امید شد
آنقدر گریه کرد که باران شدید شد

جا مانده بود از همه دوستان خود
در فکر استخاره و راه جدید شد

یک لحظه شد هوایی مشهد دلش ، پرید
از پشت خاکریز شبی ناپدید شد

آغوش باز کرد خراسان به سمت او
وقتی که عاشقانه به مشهد رسید ، شد ...

قفلی به آن ضریح مطهر شبانه روز
رمز رضا رضا به زبانش کلید شد

آقا قسم به مادر پهلو شکسته ات
اینجا نمی توان ز شما ناامید شد

می گفت شاید اینکه لیاقت نداشتم...
اما گرفت حاجت خود را و دید شد

یک هفته بعد ، حمله ی والفجر هشت بود
آمد خبر که عاشق مولا، شهید شد

اسماعیل سکاک

مطالب مرتبط