زندگی به سبک شهدا؛ از بیت المال خرج نکنیم

ای عزیز!با آن که این عالم دار جزا نیست و محل بروز سلطنت حق نیست و زندان مومن است،اگر تو از اسارت نفس بیرون آیی وبه عبودیت حق گردن نهی و دل را موحد کنی و زنگار دو بینی را از اینیه روح بزدایی وقلب رابه نقطه مرکزیه کمال مطلق متوجه کنی،در همین عالم،آثار آن را با لعیان میابی.به درای تا ببینی طیران آدمیت چنان وسعتی در قلب حاصل می شود که محل ظهور سلطنت تامه الهیه شود واز تمام عوالم سعه آن بیشتر گردد:زمین و آسمانم وسعت تحمل مرا ندارند، بلکه قلب بنده مومنم آن وسعت را دارد.و چنان غنا در آن ظاهر گردد که تمام ممالک باطن و ظاهر را به پشیزی نشمری و چنان اراده ایت قوی گردد که متعلق به ملک و ملکوت نگردد نو هر دو عالم را ، لایق خود نداده اند.

امام خمینی ره

زندگی به سبک شهدا؛ از بیت المال خرج نکنیم

شهید کاظمی

جلسه که تمام شد مقداری موز اضافه آمده بود. یکی را به محمّد مهدی دادم تا لااقل از او نیز پذیرایی کرده باشم. نمی‌دانم چه کاری داشت که مرا احضار کرد.وقتی بچه اش را دید چهره اش بر بر افروخته شد، طوری که تا حالا اینقدر او را عصبانی ندیده بودم...

 

« بسم الله الرحمن الرحیم »

 

 خیلی کم پیش می‌آمد که بچه‌هایش را همراه خود بیاورد. آنروز ظاهرا خانواده حاجی جایی رفته بودند و او مجبور شده بود محمّد مهدی را همراه خود بیاورد. از صبح که آمد خودش رفت جلسه و محمّد مهدی را پیش ما گذاشت.

جلسه که تمام شد مقداری موز اضافه آمده بود. یکی را به محمّد مهدی دادم تا لااقل از او نیز پذیرایی کرده باشم. نمی‌دانم چه کاری داشت که مرا احضار کرد.

محمّد مهدی هم پشت سر من وارد دفتر شد. وقتی بچه اش را دید چهره اش بر بر افروخته شد، طوری که تا حالا اینقدر او را عصبانی ندیده بودم.

با صدای بلند گفت:کی به شما گفت به او موز بدهید.

گفتم:حاجی این بچه صبح تا حالا هیچ نخورده یه موز که به او بیشتر نداده ایم تازه از سهم خودم هم بوده. نگذاشت صحبتم نمام شود دست در جیبش کرد و هزار تومان به من داد و گفت: همین الان می‌روی و جای آن موز را می‌خری و می‌گذاری.البته به جای یک موز یک کیلو.


___________________________________________________________


با نگاهی به:
کتاب احمد – بنی لوحی سید علی – ص ۱۳۷
ویژه نامه جمهوری اسلامی‌، دی ماه ۱۳۸۵ ، ص ۵