در مقابل خلاف بی تاب می شد!


دیگر آن که، گر چه این حرفها آهن سرد کوبیدن است، ولی بنده لازم است بگویم اطاعت والدین،حسن خلق، ملازمت صدق، موافقت ظاهر با باطن و ترک خدعه و حیله و تقدم در سلام ونیکویی کردن با هر برّ و فاجر، مگر در جایی که خدا نهی کرده.
الله الله الله که دل هیچ کس را نرنجانید!

آیت الله قاضی

در مقابل خلاف بی تاب می شد!

 شهید محمد گرامی

  چهره اش در آن لحظه ای که این خبر را شنید، فراموشم نمی شود. اصولا حاجی هر وقت خلافی می دید، دست هایش می لرزید و رنگش می پرید و حتی حالت ضعف به او دست می داد. این خصلت آدم های مؤمن است که در مقابل خلاف بی تاب می شوند. 


 

یک روز خبر آوردند که پیرزنی در ماهان ساعت ها به انتظار تاکسی ایستاده، ولی کسی او را سوار نمی کند. پیرزن هم عصبانی می شود و فریاد کنان اعتراض می کند که راننده تاکسی ها فقط دختران و زن های جوان را سوار می کنند و من پیرزن باید این همه مدت در خیابان بمانم.
حاجی آن قدر ناراحت شد که همان موقع با فرماندار تماس گرفت و لیست تاکسی دارها را خواست و ابلاغ کرد که از این به بعد تاکسی به کسانی واگذار می شود که توسط سپاه گزینش شوند.حالت چهره اش در آن لحظه ای که این خبر را شنید، فراموشم نمی شود.

اصولا حاجی هر وقت خلافی می دید، دست هایش می لرزید و رنگش می پرید و حتی حالت ضعف به او دست می داد. این خصلت آدم های مؤمن است که در مقابل خلاف بی تاب می شوند.

برگرفته از کتاب " دل دریایی " صفحه 5

مطالب مرتبط