خاطره ای خواندنی از شهید سید مرتضی آوینی

ان شاءالله حواس ها جمع باشد که هر کسی وظیفه خودش را رفتار کند و شکر خدا را کند، آن وقت خدا کمک و یاری می کند. برای شناسایی امام زمان (عج) ان شاءالله از خانه ات شروع کن. ، از توی خانه تان، از همسرتان، از بچه هایتان بگیرید و قشنگ هایشان و زیباها را قدر بدانید و شاکر باشید، آن وقت خداوند چه می کند؟ خداوند، امام تو را به تو می شناساند. از همین خط است. از همین خط، امام خود را هم می شناسی.

حاج محمد اسماعیل دولابی

خاطره ای خواندنی از شهید سید مرتضی آوینی

شهید سید مرتضی آوینییادم هست یک روزی شهید آوینی، شهید گنجی و بنده در جایی نشسته بودیم. شهید گنجی جمله ای را ابراز کرد که شهید آوینی جواب جالبی عنوان کرد...

 

«رضا برجی» مستندساز و از همراهان شهید آوینی  به بیان یکی از خاطرات جالب خود از شهید آوینی پرداخت:

 یادم هست یک روزی شهید آوینی، شهید گنجی و بنده در جایی نشسته بودیم. شهید گنجی جمله ای را ابراز کرد که شهید آوینی در جواب جمله جالبی گفت. من بین این دو شهید بودم.

شهید گنجی خطاب به شهید آوینی گفت: «حاج مرتضی! دیگر باب شهادت هم بسته شد».

آوینی در جواب گفت: «نه برادر، شهادت لباس تک‌سایزی است که باید تن آدم به اندازه آن در آید، هر وقت به سایز این لباس تک سایز درآمدی، پرواز می‌کنی، مطمئن باش»!

من که میان این دو بودم گفتم: «حاج مرتضی، پس من چی؟ من کی پرواز  می‌کنم؟».

شهید آوینی در جواب گفت: «تو در کوله‌ات چیزهایی داری» و نام چند منطقه جنگی که در آنها مستند ساخته بودم را آورد و بعد ادامه داد: «در کوله‌ات چیزهای دیگری هم هست که نمی‌دانم چیست، هر وقت کوله‌‌ات سبک شد، پرواز خواهی کرد».

مدتی پس از این گفت‌وگو مرتضی آوینی به شهادت رسید و به فاصله یک سال دیگر نیز گنجی شهید شد.

البته من هم منتظرم ببینم کی کوله‌ام سبک می‌شود.

برگرفته از :خبرگزاری فارس