شعر سيد حميد رضا برقعي به مناسبت ايام فاطميه

 

 فرزندم! با قرآن، این بزرگ کتاب معرفت آشنا شو، اگر چه با قرائت آن، و راهی از آن به سوی محبوب باز کن و تصور نکن که قرائت بدون معرفت اثری ندارد که این وسوسه شیطان است.

امام خمینی (ره) 

شعر سيد حميد رضا برقعي به مناسبت ايام فاطميه

زير باران دوشنبه بعد از ظهر

اتفاقي مقابلم رخ داد

وسط کوچه ناگهان ديدم

زن همسايه بر زمين افتاد

سيب ها روي خاک غلطيدند...

 

 

سيب ها روي خاك غلطيدند


زير باران دوشنبه بعد از ظهر

اتفاقي مقابلم رخ داد

وسط کوچه ناگهان ديدم

زن همسايه بر زمين افتاد

سيب ها روي خاک غلطيدند

چادرش در ميان گرد وغبار

قبلا اين صحنه را...نمي دانم

در من انگار مي شود تکرار

آه سردي کشيد،حس کردم

کوچه آتش گرفت از اين آه

و سراسيمه گريه در گريه

پسر کوچکش رسيد از راه

گفت:آرام باش! چيزي نيست

به گمانم فقط کمي کمرم...

دست من را بگير،گريه نکنم

مرد گريه نمي کند پسرم

چادرش را تکاند، با سختي

يا علي گفت و از زمين پا شد

پيش چشمان بي تفاوت ما

ناله هايش فقط تماشا شد

 

صبح فردا به مادرم گفتم

گوش کن ! اين صداي روضه ی کيست

طرف کوچه رفتم و ديدم

در و ديوار خانه اي مشکي است -

---

با خودم فکر مي کنم حالا

کوچه ی ما چقدر تاريک است

گريه،مادر،دوشنبه،در،کوچه

راستي! فاطميه نزديک است...

 

حميد رضا برقعي

 

منبع : وبلاگ شخصي حميد رضا برقعي

مطالب مرتبط