یاری امام زمان (عج) با صفت "تقــوا"

 هرچند حضرت حجت(عج) از ما غایب و ما از فیض حضور آن حضرت محرومیم، ولی اعمال مطابق یا مخالف راه و رسم آن حضرت را می دانیم، و این که آیا آن بزرگوار را با اعمال و رفتار خود خشنود، و یا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراحت و ناراضی می کنیم!

آیت الله بهجت

یاری امام زمان (عج) با صفت "تقــوا"

یاری امام زمان با  صفت قوا

 ما اهمال در مراعات شما نکرده ايم و ياد شما را فراموش ننموده ايم، و اگر اين نبود؛ هر آينه به شما بلاي سخت نازل مي شد، و دشمنان شما را مستأصل مي کردند، پس بپرهيزيد از خداوند و تقوا پيشه کنيد، و ما را در بيرون آوردن شما از فتنه اي که بر شما مشرف شده است، ياري کنيد."

 

 

 

« بسم الله الرحمن الرحیم »

 

 

 


حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه در ضمن نامه اي به عثمان بن حنيف – عامل ايشان در بصره- نوشته اند:
" آگاه باشيد! همانا از براي هر کسي بايد امام و پيشوايي باشد که در اعمال و احوال خود از او پيروي کند و به روشنايي نور علم او هدايت بيابد.
آگاه باشيد! همانا امام و آقاي شما به تحقيق از دنياي خود و از زينتهاي آن به دو جامه کهنه و از طعام آن به دو قرص نان اکتفا و قناعت کرده.
آگاه باشيد! همانا شما توانايي بر اين نوع قناعت نداريد، ولکن مرا با اجتناب از آنچه حرام است و به کوشش در فرائض و واجبات الهي و به کفّ نفس از حاجت و تملّق از اهل دنيا و به سعي دز آنچه راه صحيح و درست است ياري کنيد."

در کتاب "کافي" از حضرت امام محمد باقر عليه السلام روايت شده که حضرت فرمود:
" ما را به اجتناب نمودن از محارم الهي ياري نمائيد، پس همانا هر کس خداوند عزّوجلّ را با حال ورع ملاقات نمايد، براي او نزد خداوند فرج کامل از شدائد است، به درستيکه خداوند در کلام مجيد مي فرمايد: کسانيکه خدا و رسول او را اطاعت نمايند؛ پس اينان با کساني که در جوار قرب الهي و رحمتهاي خاصّه او در بهشت که خداوند بر آنها انعام فرموده است از نبيّين  و صديقين و شهداء و صلحاء ساکن خواهند بود."

در کتاب " کافي" از حضرت صادق صلوات الله عليه روايت شده است که فرمود:
"همانا شيعيان علي صلوات الله عليه شکم هاي خالي و لباني خشک دارند – يعني از جهت شدّت گرسنگي و زيادي روزه داري- و آنان اهل رأفت و علم و بردباري هستند، و آنان به شدّت اعراض از اهل دنيا و از احوال و اعمال آنها شناخته مي شوند، پس براي محافظت از آنچه بر آن هستيد از ولايت اولياء معصومين و ائمه طاهرين (عليهم السلام) با اجتناب نمودن از محارم الهي و کوشش زياد در انجام واجبات کمک و ياري کنيد."

در ضمن جمله اي از توقيع حضرت صاحب الأمر صلوات الله عليه رسيده که مي فرمايد:
" ما اهمال در مراعات شما نکرده ايم و ياد شما را فراموش ننموده ايم، و اگر اين نبود؛ هر آينه به شما بلاي سخت نازل مي شد، و دشمنان شما را مستأصل مي کردند، پس بپرهيزيد از خداوند و تقوا پيشه کنيد، و ما را در بيرون آوردن شما از فتنه اي که بر شما مشرف شده است، ياري کنيد."

و اما حکمت اينکه چگونه با تقوا و ورع ، ياري امام زمان (عج) حاصل مي شود اين است که: منظور از نصرت و ياري کسي ، همراهي با او در رساندن نفعي به او يا دفع ضرري از او است، و هر کدام از اينها هم  ممکن است نسبت به جان او يا به عرض و آبروي او يا نسبت به اهل و اولاد يا مال يا متعلّقين او باشد، و باز هر کدام از اينها ممکن است در امور دنيوي يا اخروي باشد.

 

عناوين تقوا که مؤمن با آنها حضرت را ياري مي کند:

مؤمن در تحصيل تقوا ؛ با چند عنوان امام را نصرت و ياري مي نمايد که در هر کدام نفعي است نسبت به وجود مبارک امام عليه السلام.


عنوان اول: از بزرگترين و مهمترين اموري که آن حضرت از جانب خداوند دارند، هدايت بندگان و ارشاد آنها به سوي خير و صلاح است، تا آنکه در طريق حق ثابت قدم بوده و از اهل آن بشوند.
پس هرگاه انسان يک نفر از بندگان را هدايت و ارشاد کند تا آنکه از اهل خير و صلاح شود، اگر چه در واقع ، رسيدن او به درجه و رتبه صلاح از افاضه خود ايشان از جانب خداوند مي باشد، اما به همان مرتبه ظاهري که انسان در هدايت او وسيله شده است، امام را ياري کرده است، و در اين امر فرقي نمي کند که انسان ديگري را ارشاد و هدايت به صلاح و تقوا نمايد يا خودش را اصلاح نموده و با تقوا شود، پس خود او هم يکي از آنهاييست که امام بايد او را به خير و صلاح هدايت و ارشاد فرمايند.
و چون تقواي واقعي چه ظاهري و چه قلبي موقوف به تحصيل معرفت و علم به دستورات ائمه اطهار  (عليهم السلام) – دستوراتي که در بيان حقيقت تقوا و وظائف و آداب آن است- و به تبعيت و پيروي و عمل به آن دستورات است؛ روشن است که اين معرفت و عمل و تبعيّت ، با احياء امر ائمه اطهار و احياء اخبار و احاديث آنها و تضييع نشدن اوامرشان نسبت به اين بنده متّقي ، و ابقاء و اظهار آن اخبار حاصل شده و تحقق پيدا مي نمايد.
و اين احياء و ابقاء از بزرگترين و مهمترين اقسام نصرت نسبت به امام است که مورد رضايت و محبوبيت ايشان بوده و تأکيد زيادي به آن شده است.

عنوان دوم: آنکه در مقام هدايت، هدايت عملي چندين برابر هدايت گفتاري مؤثر است و اثر واقعي دارد، بلکه هدايت گفتاري بدون هدايت عملي چندان اثري پيدا نمي کند، پس هر گاه کسي اهل تقوا شد همان آثار ظاهري تقواي او موجب تنبّه و تذکّر و هدايت ديگران است.


عنوان سوم: آنکه هرگاه مومن واقعا به صفت تقوا متّصف شد و آثار کمال از او ظاهر گرديد، اين موجب عزّت و شرف امام است، چنانچه وارد شده " کونوا لنا زيناً و لاتکونوا لنا شيناً "
واضح است که کمال فرزند موجب عزّ و شرف پدر است، و کمال عبد موجب عزّ و شرف مولي است، و کمال مصاحب و دوست – و هرچه متعلقات انسان باشد - موجب شرف و عزّ انسان است، و همه اين انتسابات مابين امام و مومنين ثابت است.

عنوان چهارم: آنکه مراتب تقوای واقعی بر آن وجهی است که از ائمه اطهار وارد شده است، بنابراین؛ چنانچه هر شخص مومن واقعاً در پی تحصیل تقوا باشد، حتما باید افعال و اقوال آنها را کاملا تبعیت نماید و در این تبعیت و پیروی، تسلیم شدن به امر آنها و و تعظیم شأن جلیل آنها حاصل می شود.و این امر نسبت به ظاهر گردیدن مقام رفیع آنها نصرت و یاری کاملی است.

عنوان پنجم:  آنکه بنده بواسطه اتصاف به وصف شريف تقوا در زمره اولياء و شيعيان واقعي آنها داخل خواهد شد، و همين دخول در زمره دوستان و اولياء آنها – که موجب زيادتي عدد آنهاست- نصرتي آشکار است، و اين نصرت نسبت به عزّ و شرف آنها است و مؤيّد اين هم حديث نبوي است که فرمود:
" تناکحوا و تناسلوا تکثروا فإنّي اُباهي بکم الاُمم يوم القيامة و لو بالسقط"

عنوان ششم: وجود اهل تقوا در هر مکاني و مجمعي موجب رفع بلا و نزول رحمت است، ولو اينکه اهل آن مکان مستحق عذاب و بلا باشند، به طوري که اگر وجود آنها نباشد بلا نازل مي شود.
و اين عنوان نصرت کاملي است نسبت به امام در مقام ظهور آثار وجود مبارکش، چرا که همه فيوضات الهيه به يمن وجود مبارک حضرت ولي الله نازل و مقدر مي شود، و اين فيوضات از طرف آن حضرت در هر مکاني و مجمعي بخاطر وجود شيعيانشان که از اهل تقوا مي باشند، افاضه مي شود. که اگر تقواي آنها نباشد، اعمال قبيحه ديگران مانع از ظهور آن آثار مي شود، پس افراد متقي بواسطه ي تقواي خود امام را در افاضه ي اين فيوضات ياري مي کنند.

عنوان هفتم: آنکه تقوا ياري است نسبت به آن حضرت در مقام دفع ضرر از متعلقانشان – يعني جهّال از دوستان ايشان- به خاطر آنکه گفتيم اگر اهل تقواي از دوستان و شيعيان نباشند، بلا و نقمت بر غير آنها وارد مي شود.

عنوان هشتم: آنکه هرگاه بنده مومن تقواي حقيقي پيدا کرد و به درجه کمال رسيد، خداوند متعال بعضي از کرامات را در برخي از مواقع از آنها ظاهر مي فرمايد، و هر گاه مردم کراماتي را از شيعيان حضرت ولي الله عليه ظاهر مي شود، ديدند، موجب کمال و استحکام عقيده و معرفت و محبت آنها نسبت به وجود مبارک آن حضرت مي شود.

بنابراين اين نصرت است هم نسبت به عزّ و شرف ايشان که هم در نظر اخيار و هم در نظر اغيار ظاهر مي شود، و هم نصرت است براي متعلقان و دوستان ايشان، زيرا موجب ثبات و بقاء آنها در طريق ولايت آنها و صراط مستقيم حق است.

عنوان نهم: آنکه هرگاه بنده مومن واقعاً اهل تقوا شد محل وثوق و اعتماد مابين بندگان مي شود، و به اين سبب هر چه بگويد يا خبر دهد مورد اطاعت واقع مي شود. پس تقواي او نصرت است نسبت به احياء و ابقاء احاديث و اخبار ائمه معصومين عليهم السلام.
و همچنين موجب نشر فضائل آنها و تقويت قلوب مردم در معرفت و محبت ائمه عليهم السلام  بوسيله اين احياء و انتشار که از اثر تقواي او است؛ مي شود، حتي آنکه در حق بعضي از بزرگان و موثّقين از اصحاب اين مضمون وارد شده است که: " لو لا هؤلاء لاندرست آثارنا"

عنوان دهم: آنکه تقواي مومن نسبت به شيعيان و دوستان امام در امر آخرت آنها نيز نصرت و ياري است. زيرا بواسه اعتماد و وثوق به آنها – يعني به اهل تقوا- به فيض جماعت آنها در نماز فائض مي شوند.

عنوان يازدهم: آنکه تقواي مومن نصرت است نسبت به ولي الله در امر دنيا ي شيعيان و دوستان ايشان ، زيرا بواسطه اعتماد به قول آنها در امر نکاح و طلاق و شهادات و امثال اين امور، امور دنيوي آنها نيز منظم مي گردد.

عنوان دوازدهم:  آنکه تقواي مومن ياري است نسبت به ظهور مراتب شئونات و کمالات حضرت ولي الله در قلب خودش . زيرا تقواي حقيقي وقتي محقق مي شود که ما بين تقواي ظاهري و قلبي جمع شود،  و هرگاه قلب به وسيله وصف تقوا از رذائل –که اصل و عمده آن حب دنيا است- پاک شد، دل منوّر مي شود، همچون چشمي که باز شده و نور خورشيد و جلال او را ديده و به کمال او عارف شود، دل مومن متقي بينا مي شود،  و به جلال و کمال امام عارف و بصير مي گردد، و مرتبه نورانيت ايشان در نزد او ظاهر مي شود و قلب او نسبت به جلال و مقام رفيع ايشان خاضع و خاشع مي شود.

و اين عنوان هم نصرت قلبي و هم نصرت جسمي مي شود، بر حسب آنچه در تحصيل اسباب تقوا سعي مي کند تا آنکه موجب بصيرت و نور قلبي شود.
بلکه بنابراين عنوان؛ علاوه بر آنکه تقواي حقيقي سبب ظهور مراتب کماليه آنها در قلب خود او مي شود، وسيله ظهور اين مراتب از براي ديگران نيز مي شود، به خاطر آنکه در بعضي از اخبار وارد شده است:
" هرگاه قلب به تقواي از حب دنبا و آثار آن متّصف شد، پس خداوند بر زبان او کلمات حکمت را القاء مي کند، که حسن کلمات موجب تعجب شنوندگان مي شود."

عنوان سيزدهم: آنکه تقواي مومن نسبت به حقوق و اموال نصرت است، زيرا هرگاه بنده واقعا با تقوا شد، پس آنچه از حقوق واجبه ماليّه امام به او تعلّق گيرد – که در امر خمس واجب مي شود – در هر موردي که به رضاي آن حضرت قطع پيدا کند، انفاق مي نمايد.

عنوان چهاردهم: از آثار تقوا ، هيبت و عزّت الهي است که در حال مومن ظاهر مي شود و در دل منافقين و اشرار تأثير مي کند که از او خائف و ترسان مي شوند، پس بسا باشد به اين سبب، منکرات دفع شود،  و حدود الهي اقامه گردد،  و شرّ اشرار و فسّاق از اخيار مي شود. و همه اينها نصرت و ياري امام  در امر دين است.

عنوان پانزدهم: آنکه از جمله شئونات و مقامات رفيعه امام – که آثار و برکات آن به شيعيان ايشان و دوستانشان اختصاص دارد- دعا و شفاعت آنحضرت است. که به اين وسيله خداوند اعمال آنها را قبول فرموده،  و نقصان آن اعمال را اصلاح،  و از سيّئات آنها عفو مي فرمايد، که اگر شفاع و دعاي ائمه اطهار در حق اوليائشان نباشد، هر آينه دنيا و آخرت در سختي ها و نقمات الهي هلاک خواهند شد. و از ثوابهاي آن اعمال و حسنات محروم خواهند شد.

تأثير دعاي امام در اعمال صالح دوستانشان چنين است که دوستان حضرت در مقام عبادت و اهتمام در تکميل آن به حسب شرايط ظاهري و باطني هر چند نهايت تلاش و کوشش را بکنند، مَثَل آن عبادات صحيح وکامل مانند قطعه مسي است که هرگاه کيميا به آن برسد قدر و قيمت پيدا مي کند. پس هرگاه اعمال صالح مومنين به دعاي حضرت مقرون شود از جهت قبولي آنها پيش خداوند ، مقام و مرتبه آنها بلند خواهد بود به گونه اي که مومن به خاطر زينت يافتن به آنها و نيز به واسطه  تزکيه و تکميل شدن نفس او به آنها لايق مي شودکه در مقامات عاليه جنان در رضوان و در جوار قرب الهي داخل شود، و و در زمره اولياء طاهرين بوده و با آنها در مسکن آنها قرار گيرد و به نعمتهاي آن ها متنعّم شود.
 اما تأثير دعاي امام نسبت به گناهان مانند آن پادزهري است که به شخص مسمومي مي دهند و بواسطه آن زهر  از بين مي رود و از هلاکت سالم مي ماند، پس همچنين است دوستان، که به جهت دعاي امام گناهانشان بخشيده و از هلاکتي که در اثر معاصي است –به آنکه ايمان آنها فاسد و زايل شود- سالم بمانند، چرا که بعضي از گناهان گرچه به ظاهر کوچک ديده مي شوند، امام نزد خداوند بزرگند و موجب سلب ايمان و کفر و شرک و ضلالت مي شود،
 " خُذ مِن اَموالِهِم صَدَقَة تُطَهِّرهُم و تُزَکّيهِم و صَلِّ عَلَيهِم اِنَّ صَلوتَک سَکَنٌ لَهُم "  يعني  گرفتن اموال بندگان و دعاي ايشان در حق آنها سبب تزکيه و تطهير آنها مي شود، و سبب سکون و آرامش قلوب آنها – از آنچه سبب اضطراب قلب است از شکوک شيطاني و شبهات نفساني- مي شود.
ولکن بسا شود که بنده بواسطه زيادي گناهان يا کوچک شمردن فرائض الهي ؛ قابليت تأثير دعاي معصوم در حالش از او سلب مي شود، چنانچه در اين آيه کريمه است:
" اِستَغفَر لَهُم اَو لا تَستَغفِر لَهُم سَبعينَ مَرَّةً فلَن يَغفِرُ الله لَهُم"

عنوان شانزدهم: آنکه از اعظم اقسام نصرت و ياري ايشان دعاي در تعجيل فرج آنحضرت مي باشد، و اينکه از اعظم شرايط تأثير دعا در استجابت – به خصوص اين دعا – تقوا است، و در فرمايش نبوي هم آمده که:
کافي است از دعا با وصف تقوا، آن مقداري که کافي است از نمک براي طعام.
بنابراين ، بنده به واسطه سعي و کوشش در تحصيل تقوا ، در وقوع اين نصرت کامله نيز  سعي مي کند ، خصوصاً اگر در هنگام سعي و کوشش در امر تقوا ، متذکر اين امر باشد و خصوصاً قصد نصرت نمايد.

 ---------------------------------------------------

برگرفته از کتاب "شيوه هاي ياري قائم آل محمد" – تأليف مهدي فقيه ايماني