گفتاری از آیت الله بهجت(ره)درباره گناه

انتظار فرج معنایش این نیست که انسان بنشیند، دست به هیچ کاری نزند، هیچ اصلاحی را وجهه همت خود نکند، صرفا دل خوش کند به این که ما منتظر امام زمان علیه السلام هستیم. این که انتظار نیست. انتظار، انتظار چیست. انتظار دست قاهر قدرتمند الهی ملکوتی است که باید بیاید به وسیله خود همین انسانها، با کمک همین انسانها، سیطره ظلم را از بین ببرد و حق را غالب کند و عدل را در زندگی مردم حاکم کند و پرچم توحید را بلند کند، انسانها را بنده واقعی خدا بکند. آماده باید بود برای این کار.

نایب امام زمان، امام خامنه ای

گفتاری از آیت الله بهجت(ره)درباره گناه

آیت الله بجهت

اگر انسان یقین كند و برای او واضح و آشكار شود كه در طاعت، با غنی، قادر، كریم و... رفاقت كرده و در معصیت با عاجزتر و محتاج‌تر از خود، طبعاً هیچ‌گاه به معصیت تمایل پیدا نمی‌كند و از قصر شاهنشاهی و از كنار هرگونه ناز، نعمت، آبادی و آسایش، به كاروانسرای خرابه و ویرانه نمی رود و با صاحب آن رفیق و همنشین نمی‌شود..

 

انجام طاعت و ترك معصیت به حسب ظاهر مشكل است و مسلمان شدن مشكل، بلكه كالمحال [مانند محال] است و بنابراین غیر از معصومان(ع) همه به ترك طاعت و فعل معصیت مبتلا هستیم و معصوم بودن مثل اینكه نشدنی است، ولی در افراد بشر، شمر هم بسیار است؛ امّا آیا چیزی هست كه مطلب را آسان كند؟


از اموری كه خیلی سهل المؤونه و آسان است ـ اگرچه عمل بر خلاف قول باشد ـ این است كه انسان ملاحظه كند و ببیند اگر ملتزم به طاعت و ترك معصیت باشد، آیا حال او مثل صورتی است كه ترك طاعت و فعل معصیت می‌كند و آیا این حال، مثل حالت اوّل است؟

فرض كنید اگر انسان نزد رئیس‌جمهور یا هر رئیس مطلق، مقرّب باشد، این برای او بهتر است یا اینكه نزد فقیر تهیدست و محروم؟! آیا خوب است به ذاتی كه موت، حیات، مرض، صحّت، غنا و فقر به دست اوست، مراجعه كنیم و رابطه دوستی داشته باشیم، یا با كسی كه خود محتاج، ناتوان و بیچاره است؟!


در اطاعت اوامر الهی و نیز در معصیت و به فرمان شیطان و نفس بودن، امر دایر است بین اینكه با كسی كه حیات و ممات، غنا و فقر، مرض و صحّت، مریض‌خانه و دكتر، خزانه و ثروت و... به دست اوست؛ مجالست كنیم یا با كسی كه هیچ ندارد؟! انسان كدام را اختیار می‌كند و محبّت وجدانیّه (نه به حسب خوف نار یا شوق بهشت) با كدام طرف است؟

به حسب ظاهر، بنده مطیع، پشتیبانش مثل كوه، محكم و استوار و منبع همه خیرات است و بنده عاصی پشتیبانش، محتاج‌تر از او و دشمن دانایی (شیطان) است كه از دوست نادان، بدتر است و صلاحدیدش تمام به زیان او است. نظیر شخصی كه نزد كسی رفت تا او را از فقر، فشار و ناراحتی روزگار نجات دهد، او گفت: شایسته‌ترین كار برای شما، اقدام به مرگ و خودكشی است!

صلاحدیدش از این قبیل است كه بگوید: صلاح و نجات شما در این است كه قرص مرگ‌آور یا خواب‌آور بخورید تا راحت شوید! بنابراین، ما در عزم به طاعت، عازم به رفاقت، دوستی و هم‌نشینی با غنیّ قادر و دانای كریم هستیم و در عزم بر معصیت، عازم به رفاقت و هم‌نشینی با فقیر عاجز جاهل و لئیم.

اگر این معنا را درست تشخیص دهیم و بفهمیم و به طور واضح و روشن باور كنیم، خواهیم فهمید كه در اطاعت سود برده‌ایم، نه زیان و خسارت؛ به دلیل اینكه دیده‌ایم افرادی "و اُحی الموتی بإذن الله؛1 مردگان را به اذن خدا زنده می‌كنند " و كراماتی از این قبیل را داشته‌اند و شدنی است و محال نیست و اختصاص به انبیا(ع) هم ندارد، بلكه هر كه از آنها متابعت كند، می‌تواند از این راه به مقامات، كمالات و كرامات آنها دست یابد، البتّه بدون تحدّی نبوّت و كذّابیت مدّعی آن.

پس اگر انسان یقین كند و برای او واضح و آشكار شود كه در طاعت، با غنی، قادر، كریم و... رفاقت كرده و در معصیت با عاجزتر و محتاج‌تر از خود، طبعاً هیچ‌گاه به معصیت تمایل پیدا نمی‌كند و از قصر شاهنشاهی و از كنار هرگونه ناز، نعمت، آبادی و آسایش، به كاروانسرای خرابه و ویرانه نمی رود و با صاحب آن رفیق و همنشین نمی‌شود، در حالی كه خود آن صاحبخانه هم راضی نیست كه رفیق او و همراهش باشیم و از هر چیز محروم گردیم!

بنابراین، برای تسهیل طاعت و اجتناب از معصیت، راهی جز این نداریم كه متوجّه شویم و یقین [پیدا] كنیم كه طاعت، نزدیكی به تمام نعمت‌ها، خوشی‌ها، دارایی‌ها، عزّت‌ها و... است و معصیت، عبارت است از محرومیّت، ناخوشی، نداری، ذلّت و...

منبع: shiaha.com