شعر میلاد امام رضا (ع)|علی اکبر لطیفیان

شعر میلاد امام رضا (ع)|علی اکبر لطیفیان

پنجره فولاد امام رضا زائر آن است كه در كوی تو اُتراق كند/آن كه در عرش نشسته ست چرا برخیزد؟
تا به دستِ كرم تو به نوایی نرسد/از سرِ راه محال است گدا برخیزد

شعر به مناسبت میلاد امام رضا (ع) از علی اکبر لطیفیان

 

 

بهر حاجات اگر دست دعا برخیزد

دلبری هست به هر حال به پا برخیزد

 

لطف آقای خراسان ز همه بیشتر است

هر زمان از دلِ پُر درد صدا برخیزد

 

آهِ در سینه ی عشاق به هم مرتبطند

وقت نقاره زدن ناله ی ما برخیزد

 

جرأتش نیست كسی حرف جهنم بزند

گر پیِ كارِ گنهكار ز جا برخیزد

 

زائر آن است كه در كوی تو اُتراق كند

آن كه در عرش نشسته ست چرا برخیزد؟

 

تا به دستِ كرم تو به نوایی نرسد

از سرِ راه محال است گدا برخیزد

 

بر سر خاكم اگر آهوی تو گریه كند

از تمام جگرم بانگ رضا برخیزد

 

حرمت زودتر از كعبه مرا حاجی كرد

حج ما آخر ذی القعده به پا برخیزد 


علی اکبر لطیفیان

دیدگاه‌ها  

 
0 #1 رضا نوری اذر 1395-04-05 13:05
خورشیدهشتم


تو رو خواب دیدم ,تورویادمه
مث بغض لالاییِ مادرم
داره بوی عطرت بهم می رسه
توی خلوت کوپه ی آخرم


توروخواب دیدم ,تورویادمه
دلم کفتراتو بغل کرده بود
یه گوشه توی دفتر حاجتش
یه شاعر هواتو غزل کرده بود


دارم میرسم ,میرسه گنبدت
مسیر حرم باز بارونیه
چراحال اینجا یه جوره دیگه ست؟
چرا عشق کم نیست ؟ارزونیه ؟


شاعر:
شبنم فرضی زاده-اردبیلی
نقل قول کردن
 

نوشتن دیدگاه