شعر میلاد امام رضا (ع)|علی اکبر لطیفیان

بچه هاے کوچک با دست و پایشان بازی مے کنند
ولے دلشان مرتــّب است
و همراهشان است .

اما بزرگ ها دست و پایشان خیلے منظّــم است
ولے دلشان بازے مے کند
و همراهشان نیست .

حاج محمد اسماعیل دولابی

شعر میلاد امام رضا (ع)|علی اکبر لطیفیان

پنجره فولاد امام رضا زائر آن است كه در كوی تو اُتراق كند/آن كه در عرش نشسته ست چرا برخیزد؟
تا به دستِ كرم تو به نوایی نرسد/از سرِ راه محال است گدا برخیزد

شعر به مناسبت میلاد امام رضا (ع) از علی اکبر لطیفیان

 

 

بهر حاجات اگر دست دعا برخیزد

دلبری هست به هر حال به پا برخیزد

 

لطف آقای خراسان ز همه بیشتر است

هر زمان از دلِ پُر درد صدا برخیزد

 

آهِ در سینه ی عشاق به هم مرتبطند

وقت نقاره زدن ناله ی ما برخیزد

 

جرأتش نیست كسی حرف جهنم بزند

گر پیِ كارِ گنهكار ز جا برخیزد

 

زائر آن است كه در كوی تو اُتراق كند

آن كه در عرش نشسته ست چرا برخیزد؟

 

تا به دستِ كرم تو به نوایی نرسد

از سرِ راه محال است گدا برخیزد

 

بر سر خاكم اگر آهوی تو گریه كند

از تمام جگرم بانگ رضا برخیزد

 

حرمت زودتر از كعبه مرا حاجی كرد

حج ما آخر ذی القعده به پا برخیزد 


علی اکبر لطیفیان