سبك زندگي فاطمي در آخرالزمان

 هرچند حضرت حجت(عج) از ما غایب و ما از فیض حضور آن حضرت محرومیم، ولی اعمال مطابق یا مخالف راه و رسم آن حضرت را می دانیم، و این که آیا آن بزرگوار را با اعمال و رفتار خود خشنود، و یا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراحت و ناراضی می کنیم!

آیت الله بهجت

سبك زندگي فاطمي در آخرالزمان

فاطمه الزهرا

حقيقت اين است که دشمنان اسلام و اهل بيت(ع) هرگز نخواسته‌اند ما زهراي اطهر(س) باشيم؛ وظيفه اصلي و اساسي ما اين است که با آرمان‌هاي اصلي آن بزرگواران آشنا بشويم و در صراط آن‌ها قدم برداريم...

 

«بسم الله الرحمن الرحیم»

 

استاد نجم‌الدين طبسي استاد دانشگاه و مدرس سطوح عالي حوزه در ايران و خارج از کشور داراي تأليفات و مقالات بسياري در زمينه مهدويت، فقه، مسائل مورد اختلاف بين مذاهب و خامس آل‌عبا(ع) هستند. نکته حائز اهميت آن است که برخي از كتاب‌هاي ايشان به زبان‌هاي، عربي، انگليسي و اردو ترجمه شده و تا به حال بيش از بيست مرتبه تجديد چاپ شده است. کتاب‌ها و مقالات تخصصي اين استاد گرامي بارها به عنوان اثر برگزيده کشور، کتاب سال حوزه و کتاب سال ولايت منتخب شده است.
در حقيقت استاد نجم‌الدين طبسي را مي‌توان از چهره‌هاي سرشناس بين المذاهب و اديان دانست که در مناظرات و کرسي‌هاي آزادانديشي شرکت فعال و پر ثمر داشته‌اند. کثرت تأليفات، مقالات و مناظرات استاد حاکي از سطح دانش و آگاهي ايشان در مسائل فقهي، بين‌المذاهب و مهدويت است. به علت تخصص استاد در مباحث مهدويت و شناخت واقع گرايانه ايشان از سبک زندگي در دوران آخر الزمان به سراغ ايشان رفتيم تا بحث و بررسي کنيم چگونه در شرايط سخت آخر الزمان مي‌توان از سبک زندگي الگوي فاطمي بهره برد.

با توجه به اين که حضرت زهرا(س) از سوي اهل بيت معصومين ملقب به بهترين زنان دو عالم هستند و از مقام عصمت و ولايت برخوردار هستند؛ چرا در جامعه امروزي توان الگو‌گيري از شخصيت و سيره زندگاني آن بزرگوار مبدل به امري سخت و ثقيل شده است؟ به ديگر بيان شاهد ايجاد شکاف و گسستي بزرگ ميان الگوهاي اسلامي همچون حضرت زهرا(س) و سبک زندگي در جامعه هستيم؟ ومعمولا الگوهاي ديني در ميان ذهنيت جامعه تبديل به مسأله‌اي کليشه‌اي شده‌اند؟
نخستين دليل براي وجود چنين شکاف و گسستي را مي‌توان در ضعف مباني اعتقادي خود ما جست‌وجو کرد؛ اگر ايمان و اعتقاد ما نسبت به جايگاه و شأن اهل بيت پايين باشد منجر به همين مسأله مي‌شود.
دومين دليل و اصلي‌ترين آن عدم آشنايي، اطلاع و آگاهي از سيره آن بزرگواران است؛ راه حق وحقيقت روشن و آشکار است و در مقابل آن ظلمات قرار دارد؛ اين به خود ما بستگي دارد که آيا به سوي روشنايي گام برداريم يا در مسير تاريکي و ظلمات باشيم.
اما واقعيت اين است که پيامبر اکرم(ص) اسوه حسنه هستند؛ يعني ما بايد در تمام ابعاد زندگي خويش از پيامبر الگو بگيريم. حضرت فاطمه زهرا(س) نيز پاره تن پيامبر است و هرکس حضرت زهرا(س) را الگو قرار دهد گويي پيامبر(ص) را الگوي خويش قرار داده است و سبب رستگاري و سعادت خويش را فراهم کرده است.
برخي مسأله اسوه بودن و الگو قرار گرفتن حضرت زهرا(س) را امري ناممکن مي‌دانند و بيان مي‌دارند در مسائلي از قبيل تربيت فرزند موقعيت و شرايط آنان با حضرت زهرا(س) يکسان و متشابه نيست و فرزندان ايشان معصوم، پاک و منزه بودند در حالي‌که فرزندان ما افرادي ساده و تحت تاثير شرايط محيطي هستند.
بعضي ديگر وجود همسري معصوم براي حضرت زهرا(س) را امري مي‌دانند که شرايط نامتشابهي را براي الگو‌گيري مهيا مي‌کند بدان معنا که در ارتباط با همسر و زندگي زناشويي رعايت اخلاق با همسراني که بدخلق هستند کاري سخت و دشوار است.
همه فرزندان حضرت زهرا(س) مانند حضرت زينب و ‌ام‌کلثوم(س) معصوم نبوده‌اند؛ دقت به اين مفهوم لازم است که معناي عصمت چيست؟ آيا عصمت بدين معنا است که حضرت زهرا(س) و يا فرزندان بزرگوار ايشان نمي‌توانستند تخلف کنند؟ خير
معناي عصمت آن است که سطح علم و آگاهي آنان به قدري بالا بوده است که مرتکب گناه نمي‌شدند و هر لحظه خود را در حضور پروردگار احساس مي‌کردند.
حقيقت اين است که دشمنان اسلام و اهل بيت(ع) هرگز نخواسته‌اند ما زهراي اطهر(س) باشيم؛ وظيفه اصلي و اساسي ما اين است که با آرمان‌هاي اصلي آن بزرگواران آشنا بشويم و در صراط آن‌ها قدم برداريم.
برخي دفاع و حضور حضرت فاطمه صديقه(س) از اميرالمومنين(ع) در جريانات بعد از سقيفه و غصب خلافت را نوعي اضطرار به شمار مي‌آورند و معتقد هستند که حضور سياسي آن بانوي بزرگوار در عرصه جامعه تنها متوقف به آن زمان بوده است و در نتيجه با حضور زنان در جامعه مخالف هستند اما برخي ديگر از تاريخ زندگاني حضرت زهرا(س) استنباطي ديگر دارند و حضور ايشان در عرصه اجتماع را فعال مي‌دانستند؛ واقعيت تاريخي با کدام ادعا بيشتر سازگاري دارد؟
حضور سياسي‌- اجتماعي حضرت زهرا(س) در عرصه جامعه تنها منحصر به مقابله با جريانات سقيفه نبوده است بلکه ايشان در زمان حضور در مکه از جان پيامبر نيز دفاع مي‌کردند و حتي با دشمنان ايشان به مقابله مي‌پرداختند.
چنانچه در تاريخ نقل است كه در جنگ احد حضرت فاطمه زهرا(س) حضور فعالي داشتند که اولاً مسأله تهيه آب بود دوماً درمان زخمي‌ها بود که در اين جنگ سر پيامبر به‌شدت خون مي‌آمد که حضرت زهرا(س) حصيري را سوزاندند و بدين وسيله در صدد درمان پيامبر(ص) برآمدند. لازم است توجه کنيم جنگ احد همان جنگي بود که بسياري از مسلمانان در آن پا به فرار گذاشتند.
در جنگ خندق نيز از وجود حبيبه رسول خدا در کتب تاريخي نيز نام برده شده که غذا و نان خود را براي پيامبر اکرم(ص) آوردند و ايشان فرمودند نزديک سه روز است که هيچ نخورده‌ام.
حضور حضرت زهرا(س) در صحنه‌هاي سياسي و نظامي در دفاع از اسلام بارز و آشکار است.

اما برخي از احاديث و روايات بر حضور زن در خانه تاكيد به سزايي دارند و از حضور زنان در جامعه نهي کرده‌اند؛ برداشت شما از تاريخ زندگاني حضرت زهرا(س) آيا با اين دسته از احاديث در تعارض است؟
احاديثي از قبيل اين فرمايش امام معصوم که مسجد زن، گوشه خانه‌اش است با حضور اجتماعي زنان در جامعه منافات ندارد. حرف و بحث اصلي ما اين است که زن نبايد کالا باشد؛ مثلاً براي اين که فروش آدامس کارخانه‌اي بالا برود از عکس و ابزار تبليغاتي که مربوط به زنان است
استفاده کنند.
زنان در جامعه حضور داشته باشند اما نه به نحوي که مسائلي از قبيل تربيت فرزندان لطمه بخورد و در كنار آن هزاران مسئله ديگر به وجود بيايد.

بعد از تدفين شبانه حضرت زهرا(س) امام علي(ع) جمله‌اي تاثر برانگيز و قابل تامل دارند که مي‌فرمايند: « از غم رفتن توهيچ شبي را نخواهم خوابيد» بار معنايي و مفهومي اين جمله که از زبان امام علي(ع) بيان شده است؛ چيست؟
بيان امام علي(ع) عمق مصيبت وارده را نشان مي‌دهد؛ بدين معنا که شهادت حضرت زهرا(س) گويي مانند آن است که دوباره پيامبر اکرم(ص) وفات يافته‌اند.
فقدان پيامبر اکرم(ص) فاجعه و بار سنگيني بر دوش اميرالمومنين(ع) بود؛ حضرت زهرا(س) پاره تن پيامبر(ص) بودند و گويي حضور خود رسول الله در ميان مردم بود. شهادت حضرت زهرا(س) براي امام علي(ع) تجديد شدن وفات دوباره پيامبر(ص) بود.

منبع: روزنامه ايران، شماره 5339 به تاريخ 24/1/92، صفحه 16 (سبك زندگي اسلامي)