مناجات با حضرت حجت(عج)|حاج منصور ارضی

  در تعبـديـات، كـوه كنـدن از مـا نخـواستـه انـد، سخـت تـرينش نمـاز شب خـواندن است كـه در حقيقت، تغيير وقـت خـواب است نه اصـل بي خـوابـي بلكـه نيـم ساعـت زودتـر بخـواب تـا نيـم سـاعت زودتـر بيـدار شـوي.

آيت الله بهجت

مناجات با حضرت حجت(عج)|حاج منصور ارضی

مناجات امام زمان

حالم بد است نبض مرا یک نگاه کن / آه ای طبیب حال مرا رو به راه کن.

دستی بکش بر این سر شوریده لااقل / لطفی به شرم روی غلام سیاه کن.

ما را قسم به زلف رهایت رها مکن/ ما را به زیر سایه خود در پناه کن ...

 

 

 

حالم بد است نبض مرا یک نگاه کن / آه ای طبیب حال مرا رو به راه کن

دستی بکش بر این سر شوریده لااقل / لطفی به شرم روی غلام سیاه کن

ما را قسم به زلف رهایت رها مکن/ ما را به زیر سایه خود در پناه کن

فکری به حال ما نکنی خوار می شویم / فکری به حال قافله ای بی پناه کن

یک عده صحبت از غم اغیار می کنند / کاری برای زمزمه های تباه کن

ما هرچه می کشیم ز اغیار می کشیم / بیگانه را به مکر خودت سدّ راه کن

قومی به رغم تو ره بیراهه می روند / گمراه را به بارقه ای مرد راه کن

دلها به دست تو بخدا نرم می شود / بی درد را تو جلوه ای از سوز و آه کن

دنیای بی وفا همه ارزانی حریف / ما را رحین منّت یک صبحگاه کن

روزی برادران رسول خدا شویم / روز دگر چه؟ امّت خود را نگاه کن

یوسف به چاه مانده گذشت از برادران / رحمی به حال قاطبه ی رو سیاه کن

یا راحم الغریب قسم بر ولایتت / رحمی بر امیر غریب سپاه کن

وقتی که می روی سوی شش گوشه حسین(ع) / پایین پا به ما نظر از قتلگاه کن

 

مطالب مرتبط