تو طبیبی و دوا درست می کنی|علی اکبر لطیفیان

زیارت تو‌ِ،حج تو،مکه تو و کربلای تو فقط بذری است که می افشانی از آن به بعد اوست که باید سبزش کند ما چه می دانیم؟ شاید به صلاح ما نباشد که این بذر الآن سبز شود و باید رویش عقب بیفتد. اگر دستت رسید از شاخه آن درخت میوه بچینی بچین. نوش جانت و اگر دستت نرسید ناراحت نباش. انسان باید آن تسلم ولایت را پیدا کند و بداند همین هست و بس،نباید به اینکه چه می دهند و چه نمی دهند کاری داشت.

علامه حسن زاده آملی

تو طبیبی و دوا درست می کنی|علی اکبر لطیفیان

بهار  من از گناه خسته ام، از اشتباه خسته ام/به جان مادرت بگو مرا درست می کنی؟
گدای آستانه ات شدن به دست ما نبود/تو با کریمی خودت گدا درست می کنی..

مناجات با امام زمان حضرت مهدی عج به زبان شعر از علی اکبر لطیفیان

  

 

اگر چه تو طبیبی و دوا درست می کنی
کمی برای خیر ما بلا درست می کنی

از این طرف همیشه بارها خراب می کنم
از آن طرف همیشه بارها درست می کنی

اگر چه من خجل شدم، اگر چه سنگ دل شدم
تو از وجود سنگ هم طلا درست می کنی

من از گناه خسته ام، از اشتباه خسته ام
به جان مادرت بگو مرا درست می کنی؟!

گدای آستانه ات شدن به دست ما نبود
تو با کریمی خودت گدا درست می کنی

کنار تو غریبه های شهر نیز راحتند
تویی که از غریبه، آشنا درست می کنی

اگر بناست بعد از این مرا خراب تر کنی
از اول این خراب را چرا درست می کنی؟!

از این دلی که سال هاست بندگی نکرده است
فقط تویی که بنده ی خدا درست می کنی

تو یک غروب می رسی و گنبد بقیع را
شبیه گنبد امام رضا درست می کنی

مطالب مرتبط