هر سحر منتظر یار نباشم چه کنم|شعر امام زمان

  در تعبـديـات، كـوه كنـدن از مـا نخـواستـه انـد، سخـت تـرينش نمـاز شب خـواندن است كـه در حقيقت، تغيير وقـت خـواب است نه اصـل بي خـوابـي بلكـه نيـم ساعـت زودتـر بخـواب تـا نيـم سـاعت زودتـر بيـدار شـوي.

آيت الله بهجت

هر سحر منتظر یار نباشم چه کنم|شعر امام زمان

مناجات با امام زمان به زبان شعر

 

عده ای بر سر آنند اسیرت نشوند / من بر آنم که گرفتار نباشم چه کنم ؟
تو چه کردی که من از خواب و خوراک افتادم ؟ / راستی ، اینهمه بیمار نباشم چه کنم ؟

 

هر سحر منتظر یار نباشم چه کنم ؟
من اگر اینهمه بیدار نباشم چه کنم ؟

 

گریه بر درد فراق تو نکردن سخت است
خونجگر از غمت ای یار نباشم چه کنم ؟

 

عده ای بر سر آنند اسیرت نشوند
من بر آنم که گرفتار نباشم چه کنم ؟

 

تو چه کردی که من از خواب و خوراک افتادم ؟
راستی ، اینهمه بیمار نباشم چه کنم ؟

 

چهارده بار خدا عاشق تو شد من اگر
عاشق روی تو یکبار نباشم چه کنم ؟

 

ابرویت تیغ مصری است که جان میطلبد
به طلبکار بدهکار نباشم چه کنم ؟

 

خواستم نام مرا هم بنویسند همین
سر بازار خریدار نباشم چه کنم ؟

 

من اگر مثل تو هر صبح و غروبی آقا
فکر بین در و دیوار نباشم چه کنم ؟

 

علی اکبر لطیفیان

مطالب مرتبط