نفس صبح (شعر نو)

اگر دستورالعمل میخواهی، مگر این آیه را تلاوت نکرده ای: «وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا» (اسراء - آیه 79) در پاره ای از شب، بیدار باش و نماز شب به جای آور، شاید به این وسیله به مقام محمود نائل گردی.

علامه حسن زاده آملی

نفس صبح (شعر نو)

شعر نو درباره امام زمان حضرت مهدی عج باد از بيشه ي سرسبز دعا مي آيد.
از گلستان مفاتيح و جنان.
منتظر بايد ماند.
فصل روئيدن گل نزديك است.
مي وزد از طرف قبله ي سجاده ي من...

شعر نو درباره امام زمان حضرت مهدی عج

 

 

از سر كوچه ي يك دسته شقايق امروز
مي وزد بوي نسيم
مي رسد عطر بهار
***

هم نفس با گنجشك
همره شبنم موسيقي موزون نسيم
از تن كوزه ي مرطوب سحر
از لب سبز دعا
مي طراود گل سرخ
***

توسن تيزتك ذكر سحرگاهي من
مي برد همره خويش
تا علفزار وصال
دقتر واژه ي دلتنگي را
***

زائر خسته ي چشمان ترم
بر سر راه اميد
سالها منتظر است
سالها چشم به ژرفاي افق دوخته ام
باد ، در حوض وضو مي گيرد
چشمها غسل زيارت كردند
زير باران سرشك
***

همره باد سحر
سفري بايد كرد
تا ديار گل سرخ
تا صريح لب شيرين نگار
***

تشنه ام
تشنه ي كشف و شهود
تشنه ي ديدن لبخند گل سرخ انارم شب و روز
***

من به همراه نسيم
همسفر با گل سرخ
پا به پاي صلوات
جمعه را مي جويم
***
باد از بيشه ي سرسبز دعا مي آيد
از گلستان مفاتيح و جنان
منتظر بايد ماند
فصل روئيدن گل نزديك است
مي وزد از طرف قبله ي سجاده ي من
نفس صبح بهار
بوي يك باغ اميد
عطر يك جمعه ي سبز
فصل گل نزديك است
لاله از سينه ي دشت
سبزه از دامن كوه
كبك با قهقهه گفت
منتظر باش
كه خورشيد طلوع مي كند از مغرب عشق
***
سنبل از چينه ي باغ
اشك هاي گل حسن
خنده ي شانه به سر
نغمه قمري مست
مي سرايند گل نرگس را
***
باغ پر مي شود از نرگس مست
دشت پر مي شود از گندم عشق
باز دل وسوسه ي خوردن گندم دارد
امتحان نزديك است
***
اقتدا مي كنم اينك به پدر
كه به يك لحظه و يك جا
همه رضوان را
به دو گندم بفروخت
***
راه من ليك جدا مي شود از راه پدر
من ز راه دگري خواهم رفت
از گذرگاه جنون
كوره راهي كه از آن
همه ي اهل ملامت رفتند
***
از خيابان حضور
از گذرگاه شهود
تا بيابان فنا
از خم كوچه ي رندان غزل خواهم رفت
***
من تفال به غزل خواهم زد
به كتاب غزل پير خمين
تا قسم ياد كنم يوسف را
كه به مكاره ي بازار جنون
جمعه بازار وصال
بهر خال لب دوست
ناخلف باشم اگر من
همه هستي را
به جوئي نفروشم

 

مطالب مرتبط