شعری که امام زمان در شب عید غدیر سرود

درهر پگاه چون صبح،اشتغال کثرات و ورود دردنیاست و با مخاطره اشتغال به خلق وغفلت از حق انسان مواجه است،خوب است،انسان سالک بیدار،در موقع باریک، برای ورود در این ظلمتکده تاریک،به تعالی متوسل شود و به حضرتش منقطع گرددو چون خود را در آن محضر شریف،آبرومند نمی بیند، به اولیاءامروز خفرای زمان و شفعاءانس و جان یعنی رسول ختمی،صلی علیه وآله،و اعمه معصومین، علیهم السلام،متوسل گردد و آن ذوات شریفه را شفیع و واسطه قرار دهد.مناسب آن است که در تعقیب نماز صبح،برای ورود در این بحر مهلک ظلمانی و دامگاه مهیب شیطانی،متوسل به خفرای آن روز شود و با شفاعت آنها ، که مقربان بارگاه  قدس و محرمان سراپرده انس اند، از حق تعالی، رفع شر شیطان و نفس اماره بالسوء را طلب کند ودر اتمام و قبول عبادات ناقصه و مناسک غیر لایقه ،آن بزرگواران را ، واسطه قرار دهد.

امام خمینی ره

شعری که امام زمان در شب عید غدیر سرود

شعری که امام زمان در شب عید غدیر سرود

در شب عید غدیر امام زمان علیه‏السلام را در خواب دیدم در حالیکه محزون بود و گریه می‏کرد. خدمت حضرت رفتم و سلام کردم و دو دستش را بوسیدم، ولی دیدم گویا متفکر است. عرض کردم: آقای من، این روزها ایام خوشحالی و سرور عید غدیر است؛ ولی شما را محزون و گریان می‏بینم؟

 

سید باقر رضوی هندی (م 1329) می‏گوید:(1) در شب عید غدیر امام زمان علیه‏ السلام را در خواب دیدم در حالیکه محزون بود و گریه می‏کرد. خدمت حضرت رفتم و سلام کردم و دو دستش را بوسیدم، ولی دیدم گویا متفکر است.

عرض کردم: آقای من، این روزها ایام خوشحالی و سرور عید غدیر است؛ ولی شما را محزون و گریان می‏بینم؟

فرمودند: به یاد مادرم زهرا علیهاالسلام و حزن و مصائب او هستم. سپس حضرت این شعر را خواندند:

لاترانی اتّخذتُ لا وعُلاها
بعد بیت الأحزان بیت سرور!

سید باقر می‏گوید: از خواب برخاستم و قصیده‏ای با تضمین شعر مولایم و بر همان قافیه درباره‏ی غدیر و مصائب حضرت زهرا علیهاالسلام سرودم که قسمتی از آن چنین است:

لستَ تدری لِمَ أحرقوا الباب بالنار
أرادوا إطفاء ذاک النور

لستَ تدری ماصدرُ فاطمٍ؟ ماالمس
-مار؟ ما حال ضلعها المکسور؟

ما سقوط الجنین؟ ما حمرة العین؟
و ما بال قرطها المنثور؟

دخلوا الدار و هی حسری بمرآی
من علیّ ذاک الأبیّ الغیور

تا آنجا که خطاب به امام عصر علیه‏السلام- در حالی که مصائب مادرش حضرت زهرا علیهاالسلام را می‏شمارد- می‏گوید:


أفصبراً یاصاحب الامر و الخط
-ب جلیل یذیب قلب الصبور؟

کم مصاب یطول فیه بیانی
قد عری الطهر فی الزمان القصیر

کیف من بعد حمرة العین منها
یابن طه، تهنی‏ء بطرف قریر؟!

فابکِ و ازفر لها، فإنّ عداها
منعوها من البکاء و الزفیر


اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک، اللهم العن العصابة التی جاهدت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله، اللهم العنهم جمیعاً.

.............................................

1) رياض المدح و الرثاء: ص 198. ظرافة الاحلام (شيخ محمد سماوي): ص 81.

مطالب مرتبط