چه نذرها كه نكردم براي آمدنت | حمید رمی

از عجايب اين كه همه از وفات وحشت دارند. معلوم هم نيست كه همه از لوازم آن( مانند بى سرپرستى اولاد و دورى خويشان.) مستوحش باشند، بلكه از مقارناتش( سختى و فشار، جان كندن و مشاهده ى ملك الموت و...) وحشت دارند و حال اين كه همه هنگام خواب برايشان اين امر اتّفاق مى افتد، به طورى كه اگر نگذارند بخوابد يا بيدارش كنند، ناراحت مى شود و از خوابيدن و يا ادامه ى آن لذّت مى برد، و خواب همان وفات موقّت است.

آیت الله بهجت

چه نذرها كه نكردم براي آمدنت | حمید رمی

شعر درباره امام زمان حضرت مهدی عج از حمید رمی

هواي قلب من از دوري تو دلگير است |
صفا   بيار  خودت   با   صفاي   آمدنت *

تمام ترسم از اين است بي شما بروم |
خودت بگو كه كجايم ، كجاي آمدنت؟ *

مناجات با امام زمان حضرت مهدی عج به زبان شعر از حمید رمی

چه  نذرها   كه  نكردم  براي  آمدنت
بيا   عزيز   كه   جانم   فداي   آمدنت

ببين كه در شب تاريك بي شما بودن
گرفته  دست   به   بالا  گداي  آمدنت

غروب جمعه رسيد و پگاه ندبه ي صبح
گذشت  و  من نشنيدم صداي آمدنت

در   اوج   گريه   نوشتم   برايتان  آقا
خدا  كند  كه  بميرم   به  پاي  آمدنت

ميان  سجده ي  باراني ام  براي شما
دعاي  عشق  بخوانم  ،  دعاي آمدنت

زمانِ    آمدنت   را   كسي    نمي داند
خدا   ،  غريب ترين   آشناي   آمدنت

براي   آمدنِ    تو     نشانه ها    دادند
مفيدها   پيِ   آن   كوچه هاي   آمدنت

هواي قلب من از دوري تو دلگير است
صفا   بيار  خودت   با   صفاي   آمدنت

تمام ترسم از اين است بي شما بروم
خودت بگو كه كجايم ، كجاي آمدنت؟

نگاه  گرم  زمين  از  فِراق بيمار است
خدا  شفا  دهدَش   با   دواي   آمدنت

شدم (اسيرِ) همين هفته هاي پيوسته
(( چه نذرها كه نكردم براي آمدنت ))

حمید رمی

مطالب مرتبط