شعر امام خامنه‌ای برای امام زمان (عج)


دستت از این عالم- كه مزرعه آخرت است- اگر كوتاه شد، دیگر كار گذشته است و اصلاح مفاسد نفس را نتوانی كرد..
گاهی علم توحید انسان را به جهنم می‌فرستد، گاهی علم عرفان انسان را به جهنم می‌رساند، گاهی علم فقه انسان را به جهنم می‌فرستد، گاهی علم اخلاق انسان را به جهنم می‌فرستد، با علم درست نمی‌شود، تزكیه می‌خواهد..خدا نكند انسان پیش از آن‌كه خود را بسازد جامعه به او روی آورد و در میان مردم نفوذ شخصیتی پیدا كند كه خود را می‌بازد و خود را گم می‌كند..

امام خمینی ره

شعر امام خامنه‌ای برای امام زمان (عج)

شعر امام خامنه‌ای برای امام زمان (عج)

 

شعر منتشر شده در روزنامه کیهان مورخ شنبه ۲۵ تیر ماه ۹۰

دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است
جان را هوای از قفس تن پریدن است

از بیم مرگ نیست که سرداده ام فغان
بانگ جرس زشوق به منزل رسیدن است

دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم
باری علاج شکر گریبان دریدن است

شامم سیه تر است ز گیسوی سرکشت
خورشید من برآی که وقت دمیدن است

سوی تو این خلاصه گلزار زندگی
مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است

بگرفت آب و رنگ زفیض حضور تو
هرگل دراین چمن که سزاوار دیدن است

با اهل درد شرح غم خود نمی کنم
تقدیر قصه دل من ناشنیدن است

آن را که لب به دام هوس گشت آشنا
روزی (امین) سزا لب حسرت گزیدن است

 

منبع : جهان نیوز

مطالب مرتبط