باز هم سرد گذشتند شب یلداها بدون امام زمان

آن مسئله ای که کمر انسان را می شکند این است که حبّ انسان به خودش وحبّ انسان به ریاستش وحبّ انسان به همه چیزهایی که موجب حبّ است، انسان را برساند به آن جایی که اگر نبی اکرم هم از او بگیرند دشمن او می شود و آن وقت هم که می فهمد خدا دارد می گیرد دشمن اومی شود.

امام خمینی ره

باز هم سرد گذشتند شب یلداها بدون امام زمان

مناجات با امام زمان به زبان شعر

سیزده قرن گذشته همه اش فردا بود/ پس چه شد آمدن آن نفر فرداها.

سیزده قرن، نفس های زمین پر شده از/ پسر فاطمه ها، ای پسر زهراها.

سیزده قرن، تو آنجایی و ما اینجاییم/ چه کنم راه به آنجا برند اینجاها.

 

باز هم- صحبت فرداست قرار ما ها
باز هم خیر ندیدیم از این فرداها

چقدر پای همین وعده تو پیر شدند
جگر "مادرها"، موی سر "باباها"

سیزده قرن گذشته همه اش فردا بود
پس چه شد آمدن آن نفر فرداها

سیزده قرن، نفس های زمین پر شده از
پسر فاطمه ها، ای پسر زهراها

سیزده قرن، تو آنجایی و ما اینجاییم
چه کنم راه به آنجا برند اینجاها

خوب بگویید بمیرید اگر قسمت نیست
دیدن یک نفر از ... یک نفر از آقاها

باز کرسی زمستانی ما گرم نشد
باز هم سرد گذشتند شب یلداها

مطالب مرتبط