باز هم سرد گذشتند شب یلداها بدون امام زمان

  آقای قاضی به شاگردان خود دستور می دادند این دعا را در قنوت نمازهایشان بخوانند: اللهم ارزقنی حبّک و حبّ ما تحبه، و حبّ من یحبّک، والعمل الذی یبلغنی الی حبّک واجعل حبّک احبّ الاشیاء إلی. "

باز هم سرد گذشتند شب یلداها بدون امام زمان

مناجات با امام زمان به زبان شعر

سیزده قرن گذشته همه اش فردا بود/ پس چه شد آمدن آن نفر فرداها.

سیزده قرن، نفس های زمین پر شده از/ پسر فاطمه ها، ای پسر زهراها.

سیزده قرن، تو آنجایی و ما اینجاییم/ چه کنم راه به آنجا برند اینجاها.

 

باز هم- صحبت فرداست قرار ما ها
باز هم خیر ندیدیم از این فرداها

چقدر پای همین وعده تو پیر شدند
جگر "مادرها"، موی سر "باباها"

سیزده قرن گذشته همه اش فردا بود
پس چه شد آمدن آن نفر فرداها

سیزده قرن، نفس های زمین پر شده از
پسر فاطمه ها، ای پسر زهراها

سیزده قرن، تو آنجایی و ما اینجاییم
چه کنم راه به آنجا برند اینجاها

خوب بگویید بمیرید اگر قسمت نیست
دیدن یک نفر از ... یک نفر از آقاها

باز کرسی زمستانی ما گرم نشد
باز هم سرد گذشتند شب یلداها

مطالب مرتبط