شعر (امام زمان)

ای عزیز علاج در این است که انسان که می خواهد علمش الهی باشد وارد هر علمی که شد مجاهده کند و با هر ریاضت و جدیتی شده قصد خود را تخلیص کند.
سرمایه نجات و سرچشمه فیوضات تخلیص نیت ونیت خالص است... در حدیث وارد است که کسی که اخلاص ورزد از برای خدا چهل صباح جاری گردد چشمه های حکمت از قلبش به زبانش.
پس ای عزیز در کارهای خود دقیق شو و از نفس خود در هر عمل حساب بکش و او را در برابر هر پیش آمدی استنطاق کن که آیا اقدامش در خیرات و امور شریفه برای چیست؟

امام خمینی ره

تو در آخر الزمان،می دانی می توانی كه باشی؟

اعتکاف

می دانی در چه زمانی هستی؟ زمانی که اگرچه سخت است نگه داشتن ایمان، زمانی که اگرچه محجوب است حجت خداوند،اما می توانی همان شوی که رسول خدا دلتنگ دیدارش بود ، که چراغ های تاریکی اش خواند، که شگفت ترین مردم در ایمانش نامید ، که مژده اش داد به برابری با پنجاه صدیق از تصدیق کنندگانش...

تو طبیبی و دوا درست می کنی|علی اکبر لطیفیان

بهار

 من از گناه خسته ام، از اشتباه خسته ام/به جان مادرت بگو مرا درست می کنی؟
گدای آستانه ات شدن به دست ما نبود/تو با کریمی خودت گدا درست می کنی..

مناجات با امام زمان حضرت مهدی عج به زبان شعر از علی اکبر لطیفیان

پس قــرارِ مــا چـه شد؟

پس قرار ما چه شد؟

 

چشـمِ یوسفــ انتظــاران را کسی بینــا نکـرد / روشنــای دیـــده ی امـیـدوار مـا چـه شد؟

                                                                                    

 

آقا شما بیا،تدارک اطعام با بسیج|شعر

شعر درباره بسیج

آقا شما بیا ، تدارک اطعام با "بسیج"/پرچم زدن به گوشه هر بام با "بسیج"
گرچه پر است دام ، ز بعد ظهورتان/منحل نمودن خطر دام ، با "بسیج"...

مناجات با امام زمان حضرت مهدی عج به زبان شعر درباره بسیج

ببخش امـام خـوبـے ها

مسجد جمکران

گاه کہ دلتنگ تر از همیشہ مےشوم گوشہ اے مےنشینم،سر بہ روے پاهایم مےگذارم.مےشمارم حسرت ها را و محاکمہ مےکنم وجدان و نَفس خویش را ...

دلـــدار

مناجات با امام زمان به زبان شعر

عشق علی و بچــه هایـش روزی ماست   /  ای  شـــیعیان  روز فــرج  پیــروزی ماست

جان دو  عــالم نـــذر  یـک  لبخند  یـــارم  /  من غـــیر دل سرمایـــه ای دیگــــر ندارم

 

اشکـت اگــر نبــود.. | شـعـر

مناجات با امام زمان به زبان شعر

کـارم غروبــِ جمعه بـه اشکال خورده شد  |  ديدي هزار و سيصدمان سال خورده شد

نام تو مي بـريم اگـر، قـــند مي خوريم  |  پس ما به ردّ پـاي تو پيـوند مي خوريم