نقش مکـه در رخداد ظهـور + ردّ دو شبهه

اگر رسیدی به این که بدنت مال خداست آن وقت قیامت تو رسیده است. قیامت روز ظهور خداست. هر وقت یافتی که مالک بدن تو خداست راحت می شوی و هر کاری که بکنی نزد فرمانروای توانمند عالم هستی.

حاج محمد اسماعیل دولابی

نقش مکـه در رخداد ظهـور + ردّ دو شبهه

 ظهور در مکه

   براساس روایات بسیاری که در منابع اهل سنت و شیعه آمده، مکه به عنوان محل ظهور امام مهدی(ع) تلقی شده است. یعنی شیعیان و اهل سنت در این مسأله اتفاق نظر دارند که امام مهدی(ع) در مکه ظهور می‌نماید.

 


 

مکه محل ظهور 
براساس روایات بسیاری که در منابع اهل سنت و شیعه آمده، مکه به عنوان محل ظهور امام مهدی(ع) تلقی شده است. یعنی شیعیان و اهل سنت در این مسأله اتفاق نظر دارند که امام مهدی(ع) در مکه ظهور می‌نماید. 
امام باقر(ع) در این زمینه می‌فرماید: 
فَإِذَا خَرَجَ أَسْنَدَ ظَهْرَهُ إِلَى الْکَعْبَةِ وَ اجْتَمَعَ إِلَیْهِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا وَ أَوَّلُ مَا یَنْطِقُ بِهِ هَذِهِ الْآیَةُ بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ثُمَّ یَقُولُ أَنَا بَقِیَّةُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ خَلِیفَتُهُ وَ حُجَّتُهُ عَلَیْکُمْ فَلَا یُسَلِّمُ عَلَیْهِ مُسَلِّمٌ إِلَّا قَالَ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ فَإِذَا اجْتَمَعَ إِلَیْهِ الْعِقْدُ وَ هُوَ عَشَرَةُ آلَافِ رَجُلٍ خَرَجَ فَلَا یَبْقَى فِی الْأَرْضِ مَعْبُودٌ دُونَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل[1]‏
در این هنگام است خروج قائم ما، چون ظاهر شود تکیه بخانه کعبه دهد و سیصد و سیزده مرد گرد او فراهم شوند و اول سخنش این آیه باشد: بقیة اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ سپس گوید من بقیة اللَّه و حجت خدا و خلیفه او هستم بر شما و هیچ مؤمنى نباشد مگر آنکه به این لفظ او را سلام دهد: السلام علیک یا بقیة اللَّه فی ارضه و چون عقد که ده هزار مرد باشد براى او فراهم شود خروج کند و در زمین معبودى جز خداى عزوجل نماند. 

در یک روایت طولانی مفضل از امام صادق(ع) نقل می‌کند:‏ 
قَالَ الْمُفَضَّلُ یَا سَیِّدِی فَمِنْ أَیْنَ یَظْهَرُ وَ کَیْفَ یَظْهَرُ یَا مُفَضَّلُ یَظْهَرُ وَحْدَهُ وَ یَأْتِی الْبَیْتَ وَحْدَهُ ...وَ یَقِفُ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ فَیَصْرُخُ صَرْخَةً فَیَقُولُ یَا مَعَاشِرَ نُقَبَائِی وَ أَهْلَ خَاصَّتِی وَ مَنْ ذَخَرَهُمُ اللَّهُ لِنُصْرَتِی قَبْلَ ظُهُورِی عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ ائْتُونِی طَائِعِینَ فَتَرِدُ صَیْحَتُهُ (ع) عَلَیْهِمْ وَ هُمْ عَلَى مَحَارِیبِهِمْ وَ عَلَى فُرُشِهِمْ فِی شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا فَیَسْمَعُونَهُ فِی صَیْحَةٍ وَاحِدَةٍ فِی أُذُنِ کُلِّ رَجُلٍ فَیَجِیئُونَ نَحْوَهَا وَ لَا یَمْضِی لَهُمْ إِلَّا کَلَمْحَةِ بَصَرٍ حَتَّى یَکُونَ کُلُّهُمْ بَیْنَ یَدَیْهِ (ع) بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَام[2] 
مفضل گفت: آقا! از کجا ظاهر مى‏شود و چگونه آشکار می گردد؟ فرمود: اى مفضل او به تنهائى آشکار مى‏گردد و تنها بطرف خانه خدا مى‏آید و تنها داخل کعبه مى‏شود... آنگاه در بین رکن و مقام مى‏ایستد و با صداى رسا مى‏گوید: اى نقبا و مردمى که بمن نزدیک هستید، و اى کسانى که خداوند شما را پیش از ظهور من در روى زمین براى یارى من ذخیره کرده است، براى اطاعت از من بسوى من بیائید! صداى او باین افراد می‌رسد و آنها در شرق و غرب عالم بعضى در محراب عبادت و گروهى خوابیده‏اند، و با این وصف با یک صدا که می‌شنوند و با یک چشم بهم زدن در بین رکن و مقام نزد او خواهند بود. 

 

شبهه و پاسخ: 
برخی افراد مخالف در این باب دو شبهه‌ را نثار شیعیان کرده‌اند. نخست اینکه شیعیان اعتقاد دارند که امام زمانشان در سرداب زندگی می کند و از آنجا بیرون نمی آید تا زمان ظهور[3]. دوم اینکه شیعیان اعتقاد دارند که سرداب محل ظهور امام زمان است[4].
در پاسخ گفته می شود: اولا، هیچ یک از ناقلان شبهه برای بیان شبهاتشان سند و مدرک ارائه نداده‌اند‌، که شیعیان در کدام کتاب های خویش این اعتقاد را مطرح نموده‌اند.
ثانیا، روایات صحیح بسیاری که در این باب آمده و مکه را محل ظهور امام مهدی دانسته، خود دلیل محکمی است بر رد شبهه‌های مخالفان. 


مرحوم "علامه امینی" در کتاب "الغدیر" در پاسخ به این بهتان می فرماید: "تهمت سرداب زشت تر است. درحالی که شیعه عقیده ندارد که امام در سرداب مخفی شده و از آن جا ظهور می کند. ای کاش آنان که این تهمت را زده اند دست کم حرفشان را یکی می کردند. "ابن بطوطه" در سفرنامه اش می گوید[5]: در حله است. "قرمانی" در "اخبارالدول" می گوید در بغداد و دیگران می گویند در سامرا و "قصیمی" نمی داند کجا است،‌ لذا جایی را نام نمی برد تا عیبش آشکار نشود.[6]  
همچنین "آیت الله صافی گلپایگانی" در مورد "محب الدین" ( خطیب مدینه منوره ) می فرماید: "از اشتباهات فاحش ایشان به تبع گذشتگانش این است که عقیده در سرداب بودن امام را به شیعه نسبت داده و گمان کرده است که وکلای امام باب سرداب بوده اند. در حالی که کتاب های شیعه در دست است، حتی آنها که قبل از ولادت امام نوشته شده اند و در آنها از این بهتان اثری نیست[7] " 
چنانکه امام باقر(ع) در زمینه مکان ظهور امام مهدی(ع) می‌فرماید:
إِذَا ظَهَرَ الْمَهْدِیُّ(ع) بِمَکَّةَ مَا بَیْنَ الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ وَ بَابِ الْکَعْبَةِ فَنَادَى جَبْرَائِیلُ وَ اجْتَمَعَ إِلَیْهِ أَصْحَابُهُ مِنَ الْآفَاق[8] 
زمانى که حضرت مهدى(عجّ) در مکّه ما بین حجر الاسود و درب کعبه ظهور مى‏کند، جبرئیل ندا سر مى‏دهد یاران و اصحاب حضرت از نقاط دور دست نزد او جمع مى‏شوند.
باز حضرت می‌فرماید: 
تنزل الرایات السود التی تخرج من خراسان الى الکوفة فاذا ظهر المهدی بمکة بعثت الیه بالبیعة[9]
بیرقهاى سیاهى از خراسان خروج میکنند و وارد کوفه میشوند، وقتى که مهدى(ع) در مکه ظهور کرد راجع به بیعت نزد او خواهد فرستاد و نیز فرموده است: 
یظهر المهدی(ع) بمکة عند العشاء و معه رایة رسول اللّه(ص) و قمیصه و سیفه و علامه و نور و بیان فاذا صلى العشاء نادى بأعلى صوته یقول اذکرکم اللّه أیها الناس و مقامکم بین یدی ربکم و قد اکد الحجة و بعث الانبیاء و أنزل الکتاب یأمرکم أن لا تشرکوا به شیئا و أن تحافظوا على طاعة اللّه و طاعة رسوله(ص)[10] 
مهدى(ع) در مکه موقع عشاء ظهور می کند و بیرق و پیراهن و شمشیر رسول خدا(ص) با او خواهد بود و علامت هاى و نور و بیانى با آن حضرت میباشد، پس از آنکه نماز عشاء را می خواند با صداى بلند می گوید: ایها الناس من شما را بیاد خدا مى‏آورم و آن موقعى را که در مقابل او قرار میگیرید خاطرنشان شما میکنم زیرا که خداى تعالى اتمام حجت کرده و انبیاء و کتاب فرستاده تا شما را امر کند که براى او چیزى را شریک قرار ندهید و اطاعت و فرمان او و پیغمبرش را محافظت کنید. 
در این باره امیر مومنان علی(ع) می‌فرماید: 
اذا هزمت الرایات السود خیل السفیانی التی فیها شعیب بن صالح تمنى الناس المهدی فیطلبونه فیخرج من مکة و معه رایة رسول اللّه(ص) فیصلی رکعتین بعد أن ییأس الناس من خروجه لما طال علیهم من البلاء فاذا فرغ من صلاته انصرف فقال أیها الناس البلاء بأمة محمد(ص) و بأهل بیته خاصة قهرنا و بغى علینا[11]

موقعى که بیرقهاى سیاه خیل سفیانى که شعیب بن صالح در میان آن است به اهتزاز در آید مردم آرزوى مهدى علیه السّلام را کرده او را طلب میکنند پس آن حضرت با بیرق رسول خدا(ص) از مکه خروج کرده دو رکعت نماز می خواند بعد از آن به علت بلاهاى طولانى از خروج او مأیوس می شوند. وقتى که از نماز فارغ شد برمی گردد و می گوید: ایها الناس من گریه میکنم براى بلائى که بامت محمّد(ص) رسیده مخصوصا بلائى که باهل بیت آن حضرت رسیده؛ ما مقهور و مظلوم واقع شدیم. 


پی نوشت ها:
[1] صدوق، محمد، کمال‌الدین، ج1،ص331
[2] دوانی، علی، مهدى موعود-ترجمه جلد سیزدهم بحار، ص 1153
[3] ذهبی،‌سیراعلام النبلاء، ج12،ص391؛ ابن حجر، الاصابه، ج2،ص438 ،عبدالله علی القصیمی، الصراع بین الاسلام والوثنیه،ج1،ص374.
[4] سمعانی،‌انساب،ج3،ص202؛ حموی، معجم البلدان،ج3،ص173؛ زرکلی، الاعلام،ج6،ص80. و ابن اثیر، البدایه و النهایه، ج9،ص49 و تفسیر،‌ج2،ص34 و تاریخ، ج1، ص 189.
[5] امینی، عبد الحسین، الغدیر، ج2، ص198
[6] همان، ج3، ص308
[7] صافی، لطف الله، مجموعه الرسائل، ج2، ص405
[8] قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، ج2، ص937
[9] ابن طاووس، الملاحم و الفتن فی ظهور الغائب المنتظر(عج)، ص 56
[10] همان،ص65
[11] المتقی، الهندی،کنز‌العمال، ج14،ص590، ح39673

 

به قلم حجت الاسلام الهی نژاد، عضو هیئت علمی پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی